چند عبارت،اصطلاح ضرب المثل و گفتار حکیمانه متداول و جدید (بهار 92):

اصطلاحاتی که در زیر این توضیحات آمده اند برای یادگیری در ترم بهار ۱۳۹۲ میباشند.از بهم ریختگی فورمت پوزش میخواهیم. 

در اینجا تعریف اصطلاح، عامیانه ها، ضرب المثل، عبارات تکراری و قدیمی (کلیشه ای)، غلو (اغراق گویی) و گفتارهای حکیمانه، با مثالهایی برای هر یک آورده میشود. سپس نمونه هایی از این عبارات و اصطلاحات و ضرب المثلها و دیگر صنایع ادبی ذکر و تشریح میگردد.ترجمه تحت الفظی (کلمه به کلمه) و ترجمه هر یک از اصطلاحات و ضرب المثلهای جدا گانه رسیدگی خواهد شد. فرهنگ و زبان

EXPRESSION: A group of words that have a particular meaning when used together. For example: ‘By the way,’ ‘’”I’d be glad to”

COLLOQUIAL: a colloquial expression is an informal expression used in everyday spoken language. the old-fashioned expression ‘in the family way’ means “pregnant”.

IDIOM: It is a group of words that has a special meaning that you cannot guess from the meanings of each separate word‧ For example, ‘Under the weather’ is an idiom which means “sick”.

CLICHÉ: Cliché is a phrase that is boring and no longer original because people use it a lot. “never mind” or “time is a gold” have become a real cliché

SAYING/PROVERB:A saying or a proverb is a well-known phrase that gives advice about life. ‘A problem shared is a problem halved’. or ‘time is a great healer.’

Remember that in many expressions, idioms and proverbs some literary techniques -- ‘figures of speech’ -- are used. A ‘figure of speech’ give the reader or hearer a picture in your mind.

Some ‘FIGURES OF SPEECH’ are: “metaphor a comparison that shows how two things that are not alike in most ways are similar. E.g., You are my red rose. He is a jewel in our family.Simile” is when two unlike things are compared, using the word like or as.“Her eyes are like shining star. He swims as a fish in the water.Irony” – a situation that something strange, usually opposite to what is expected happens. E.g., the police officer was a victim of attack himself. The patient died by the same medicine that was supposed to save him.Hyperbole” is the using of unrealistic and exaggerative words. E.g., I told you thousands time not to do that! I am so hungry I can eat a horse.

* * *

 

A cat has nine lives گربه نه (9) تا جون داره! = سگ جونه! بادمجان بم آفت نداره .

A dog's life یک زندگی سگی داشتن = کنایه از زندگی سخت همراه با ذلت  

A leopard cannot change his spots خالهای پوست پلنگ عوض شدنی نیست = عاقبت گرگ زاده گرگ شود . Every horse thinks its own pack is the heaviest هر اسبی گمان میکند بارش از همه سنگینتر است .                       هر انسانی خیال میکنند مشکلات و بدبختیهایش از همه بیشتر است.

A wolf in sheep's clothing گرگ در لباس گوسفند / میش

Book worm   کرم کتاب = کنایه از کسی است که همیشه سرش تو کتابه  .

Chicken out(عامیانه) منظور: ترسیدن و جازدن  

Cook someone's goose (عامیانه) غاز کسی را پختن =منظور پدر کسی را در آوردن – بلا سر کسی آوردن

Costs an arm and a leg  به قیمت دست و پا تمام شدن! = منظور چیزیست که با هزینه بسیار زیاد عاید شود .

Don’t change horses in mid-stream در وسط راه اسب عوض نکنید! = در وسط راه تغییر مسیر ندهید !

Don’t throw pearls to the pigs. گلابی را جلوی خوک نینداز! =چیز خوب را به آنکه لیاقت ندارد ندهید.

Donkey work خرکاری = کار سخت و طاقت فرسا

Every ass likes to hear himself brayهر الاغی صدای عرعرش خودش را دوست دارد! = هیچ بقالی نمیگوید ماست من ترش است.

Fishing for a compliment ماهی گیری برای تحسین = (منظور)منتظر تحسین بودن

Frog in somebody’s throat گیر کردن قورباغه در گلو! = (منظور) صدایی است که گرفته و خش باشد !

Have a tiger by the tail دُم یک ببر را گرفتن = منظور توانایی کنترل یک کار سخت و خطرناک را داشتن

Hit the nail on the head به سر میخ کوبیدن = درست به هدف زدن- اقدامی دقیق و موثر انجام دادن

If you run after two hares, you will catch neither اگر دو خرگوش را دنبال کنی هیچکدام را نمیگیری. = با یک دست دو هندوانه نمیشه بلند کرد!

Kill the goose that lays the golden eggs کشتن غاز تخم طلا = لگد به بخت خود زدن / سگ طمعکار بودن

Let sleeping dogs lieبگذارید سک خوابیده خوابیده بماند .= (منظور) دعواهای قدیمی را تازه نکنید .

Let the cat out of the bag گربه را از داخل کیسه  رها کردن = (منظور) بطور تصادفی رازی را بر ملا کردن  

Like a chicken with its head cut off      مانند یک مرغ سر کنده!  = مضطرب مثل یک مرغ سربریده!

Like a fish out of water مانند یک ماهی بیرون افتاده از آب =داشتن احوال بسیار نا بسامان و بحرانی

Like cat and dog مثل سگ و گربه (به جون هم افتادن).

Lone wolf گرگ تنها = کنایه از آدمی که تنها بودن را ترجیح میدهد .

Not enough room to swing a cat جای کافی برای چرخانیدن گربه نیست! (منظور) فضای کم/جای خیلی تنگ .

Play cat and mouse موش و گربه بازی کردن – کسی را بازی دادن

Poor as a church mouse فقیر ماننده موش داخل یک کلیسا =فقیر مثل گدای درب مسجد .

Raining cats and dogs از آسمان گربه و سک میبارد! = (منظور) باران شدید میبارد! .

Shed crocodile tears گریه دروغ  = اشک تمساح ریختن.   

She is the light of my life  او چراغ خانه من است./ او نور چشمان من است.

Take / grab the bull by the horns شاخ گاو را گرفتن / شکستن = با شهامت به استقبال خطر رفتن

That dog won’t hunt آن سگ نمیتواند شکارکند! = این امامزاده مراد نمیده ! !

The early bird catches the worm پرنده سحرخیز کرم را شکار میکند.= سحر خیز باش تا کامروا باشی.

The tail wagging the dog دم سگ، سگ را تکان میده = (منظور) کار دنیا برعکس شده .

Throw a monkey wrench into the worksکارشکنی کردن / چوب لای چرخ گذاشتن

Throw someone to the wolves (کسی را) جلوی گرگها انداختن= شخصی را ترک کردن و تنها گذاشتن.

To be a copycat گربه مقلد! =(مو به مو) تقلید یا تکرار کردن

To be fishy مشکوک بودن / مشکوک بنظر رسیدن

To put the cart before the horse عرابه رادر قسمت جلوی اسب بستن=منظور: کار دنیا بر عکس شده

To take under one's wing  زیر پر و بال گرفتن= از کسی حمایت، حفاظت و مراقبت کردن

When pigs fly هنگامیکه خوکها پرواز کنند!= (منظور) هیچوقت! هرگز! وقت گل نی !

With the tail between the legs دم را لای پا گذاشتن و رفتن = (با ترس و خجالت صحنه را ترک کردن)

Would not hurt a fly آزارش به یک مورچه هم نرسیده!

 

 

[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 1:52 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

SELECTED PHRASES, EXPRESSIONS AND IDIOMS

SELECTED PHRASES, EXPRESSIONS AND IDIOMS

  • A big shot یک آدم مهم (کله گنده)
  • That's that! همین است که هست
  • Don't be silly حماقت نكن. خر نشو!
  • From bad to worse از چاله به چاه
  • Shake a leg! یک تکونی بخور! عجله کن!
  • Make a move. دست به کار شو – بجنب
  • I'm on my way! دارم میام - تو راهم!
  • A man of few words آدم کم حرف
  • Don't take it to heart! به دل نگیر
  • Get goose pumps مو بر تن سیخ شدن
  • No doubt about it! شکی درش نیست!
  • It can't be helped. كاريش نميشود كرد.
  • Make a mess. خیطی بالا آوردن – گند زدن
  • No hard feelings.  دلخور نشو، به دل نگیر.
  • Rack one's brain. به مغز خود فشار آوردن
  • A pot-belly person یک آدم شکم گنده
  • Don't be so fussy! اینقدر افاده نفروش!
  • Don't be too sure! خيلي هم مطمئن نباش
  • Don't take it personally! به دل نگیر
  • Excuse my back! ببخشید پشتم به شماست!
  • Bygones are bygones. گذشته ها گذشته
  • Don't carry it too far! شورش را درنیاز !
  • Easy come, easy go باد آورده را باد میبرد!
  • Don't "drive at full speed!" تخته گاز نرو.
  • Don't disappoint me! نا امیدم (مأیوسم) نکن!
  • Give it a try. بیا و امتحانش کن! امتحانش مجانیه!
  • Don't panic me!  هولم نکن! – منو دست پا چه نکن
  • Words are but wind! حرف (مفت) باد هواست!
  • What brings you here?   چی شد آومدی اینجا؟
  • Those were the days … یاد آن روزها به خیر
  • That does it! دیگر کار خودشو کرد – دیگه تموم شد
  • Talk nonsense. چرت و پرت گفتن - دری بری گفتن
  • A shot in the dark تیری در تاریکی (رها کردن)
  • Hold your horses. تند نرو! پیاده شو با هم بریم!
  • Horses for courses! هر کسی را بهر کاری ساختند
  • Make a fuss. قيل و قال كردن – فيس و افاده در کردن
  • Feel out of place غریبی کردن – احساس غربت کردن
  • Fish in troubled water از آب گل آلود ماهی گرفتن
  • Get into hot water. حسابي توي هچل مخمصه افتادن
  • Don't even think about it.  حتی فکرش را هم نکن.
  • Don't make me laugh. كاري نكن آدم خنده اش بگيره
  • Don't jump to conclusions.   زود نتیجه گیری نکن.
  • I don't give a damn! برايش پشيزي ارزش قائل نيستم.
  • Save for the rainy day.  برای روز مبادا کنار گذاشتن.
  • To "miss the boat".   فرصت خوبي را از دست دادن.
  • The good old days …!یاد (اون روزهای خوش) به خیر
  • Think before you speak. قبل از حرف زدن فکر کنید .
  • Use your brain / head. عقلت را / مغزت را به کار انداز
  • Do more harm than good. ضررش بیشتر از فایدشه.
  • Get out of hand / control…  از كنترل خارج شدن ...
  • Have a screw loose. خل یا كم عقل بودن – غاطي داشتن
  • I have my doubts! چشمم آب نمیخوره (شک دارم که ... بشه)
  • It's not the end of the world دنيا كه به آخر نرسيده
  • Make a long story short. خلاصه کلام! دردسرتان ندهم!
  • Give (sb) a warm reception استقبال گرم بعمل آوردن
  • Shame on you! شرم كن! برو خجالت بكش! اينكارها خجالت داره
  • Take the trouble. قبول زحمت كردن، به خود اين زحمت را دادن
  • Blow one's own trumpet از خود تعریف و تمجید کردن
  • Why are you back so early?  چرا اینقدر زود برگشتی؟
  • Talk somebody's ear off: با صحبت زياد سر كسي را بردن
  • Time will tell. زمان (واقعیت را) معلوم می کنه. آینده نشون میده.
  • I was taken for a ride! منو سر کار گذاشتند! بمن کلک زدند!
  • It doesn't make sense. منطقی به نظر نمیرسه – عاقلانه نیست!
  • Give (sb) a dirty look به كسي چپ چپ نگاه كردن - اخم كردن
  • Fred wanted "to rip me off." فرد میخواست منو تیغ بزنه.
  • Give (sb) a square deal با كسي رفتار خوب يا منصفانه داشتن
  • Take my advice. از من به تو نصیحت. از من بشنو (و اینکارو بکن)!
  • Take it from me. از من به تو نصيحت – این حرف را از من قبول كن
  • Better safe than sorry. چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني
  • Don't give me that! اين حرفها را تحويلم نده. بهانه تراشی نکن!
  • Catch somebody on the wrong foot. مچ كسي را گرفتن
  • Bury the past. خاطرات گذشته را دفن کردن - گذشته را فراموش کردن
  • Win a few, lose a few! (آدم) گاهی برنده و گاهی هم بازنده میشه!
  • I keep my fingers crossed. انشاالله که میشه - خدا کنه که بشه
  • Live in a fool's paradise! الكي خوش بودن – بي دليل شاد بودن
  • Have butterflies in stomach. دلشوره داشتن – دلهره داشتن
  • I had a narrow escape. خطر از بیخ گوشم گذشت (به خیر گذشت!)
  • Better late than never ... دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
  • Words are sharper than swords. زبان تیزتر از شمشیر است.
  • Haste makes waste! عجله باعث پشيماني است – عجله كار شيطان است
  • The police officer said "pull over"! افسر پلیس گفت بزن کنار!
  • You drive me crazy. داری اعصابم را خورد میکنی! داری دیوانم میکنی!
  • Bad news travel fast. خبر بد زود می پیچه! خبرهای بد زود پخش میشوند.
  • Death keeps no calendar. مرگ خبر نميكند – مرگ زمان خاصي ندارد.
  • Take it for granted خود را طلبکار پنداشتن – پرتوقع و قدر ناشناس بودن
  • Give (sb) a raw deal با كسي بد تا كردن – با كسي غير منصفانه رفتار كردن
  • Put your thinking-cap on.  فكرت را به كار انداز – كلاهت را قاضي كن
  • Beauty is in the eyes of the beholders. چشمتون قشنگ میبینه!
  • Back to square one! دوباره برگشتیم سرجاي اول – باید از صفر شروع كرد
  • Curiosity killed the cat! کنجکاوی کار دستت میدهد – فضول را بردن جهنم
  • Grease somebody's palm.  سبیل کسی را چرب کردن – دم کسی را دیدن
  • Go back to square one از خانه اول آغاز کردن – دوباره برگشتن سر جای اول
  • Edward was always on-the-go! ادوارد همیشه در دوندگی و تلاش بود!
  • Put somebody in his place. کسی را سرجاش نشاندن – دم کسی را قیچی کردن
  • Barking up the wrong tree: عوضی گرفتن – به فرد یا محل اشتباهی مراجعه کردن
  • To be a wet blanket  آب سرد روی تن کسی ریختن – آیه یاس بودن  - دلسرد کردن
  • This is a wishful thinking. این (فقط) یک خوش باوریست! این یک مثبت نگری است!
  • Change horses in the middle of the road وسط کار تغییر عقیده یا تغییر مسیر دادن
  • Throw/Pour cold water on somebody. آب سرد روي كسي ريختن- كسي را کاملا مايوس كردن

[ یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ] [ 20:1 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

عوامل موثر در یادگیری

عوامل مهم و مؤثر در يادگيري

Significant and Influential Elements of Learning

There are at least groups of learning factors[1].

حد اقل سه دسته عناصري در يادگيري وجود دارند.

These factors or elements are useful and important in learning of English Language as well as in learning of other subjects. So, I am briefly pointing them out here in the beginning of the course.

اين عوامل يا عناصر در يادگيري زبان انگليسي و همچنين ساير دروس مفيد و مهم هستند. بنا براين، در اينجا در شروع ترم بطور خلاصه به آنها اشاره ميكنم.

1. MOTIVATION AND INTEREST:

اولين عامل انگيزه و علاقه است:

MOTIVATION is eagerness and willingness to do something without needing to be told or forced to do it.

انگيزه يعني اشتياق و تمايل به انجام كاري بدون نياز به يادآوري يا اجبار

Examples:

1: “She has a high level of motivation”.

مثال 1 - او انگيزه (زياد يا) بالايي دارد.

2: “Money was not his only motivation to work in a bank.”

مثال 2 – پول تنها انگيزه او براي كاركردن در بانك نبود.

3: “Jack is an intelligent student, but he lacks motivation.”

مثال 3 – جك دانش آموز باهوشي است اما انگيزه ندارد.

INTEREST is a feeling that causes special attention to an objects or persons, or actions.

علاقه احساسي است كه باعث توجه و دقت مخصوص به چيزي، شخصي يا عملي ميشود.

Examples:

4: Ali showed interest in sports, especially football.

مثال 4- علي علاقه به ورزش به خصوص فوتبال نشان داد.

5. They are interested in buying a new car.

مثال 5- آنها علاقمند به خريد يك اتومبيل جديد هستند.

6. My little brother lost his interest in studying.

مثال 6- برادر كوچكم علاقه اش را براي مطالعه از دست داده.

2: ATTENTION AND CONCENTRATION:

دومين عامل توجه و تمركز است:

ATTENTION is when you carefully listen to, look at, or think about someone or something.

توجه: هنگاميكه شما به دقت به چيزي يا كسي گوش دهيد، نگاه كنيد يا فكر كنيد، شما دقت كرده ايد.

EXAMPLE:

1. The government gives attention to the needs of poor people.

مثال 1: دولت به نيازهاي مردم فقير توجه ميكند.

2. The pretty baby girl was the center of attention.

مثال 2: دختر بچه زيبا نقل مجلس بود (و همه به او توجه ميكردند)

CONCENTRATION: the ability to think about something carefully or for a long time

تمركز يعني قدرت تفكر و دقيق شدن به چيزي خاص و براي مدت زياد

EXAMPLE:

1. You need to concentrate more when you are driving.

مثال 1 – هنگاميكه رانندگي ميكنيد شما بايد تمركز بيشتري داشته باشيد.

2. She tried to concentrate her mind on her work.

مثال 2 – او سعي كرد فكرش را روي كارش متمركز كند.

3. Robert focused his camera on the child's face.

مثال 3 – رابرت دوربين را روي صورت كودك تنظيم (متمركز) كرد.

3. REPETITION AND PRACTICE:

3- سومين عامل تكرار و تمرين است

REPETITION means doing or saying the same thing many times

تكرار يعني اينكه همان كار يا گفتگو را چند بار انجام دهيم.

Examples:

1. There was repetition of several words in that song.

مثال 1 - در آن شعر چندين كلمه تكرار شده بودند.

2. Students learn language by constant repetition.

مثال 2 – دانش آموزان زبان را با تكرار دائم مي آموزند.

PRACTICE means to do repeated exercises for learning becoming skillful or training.

تمرين به معني تكرار عملي است براي يادگيري و كسب مهارت و تربيت (آموزش).

Examples:

1. I practiced many hours to play guitar.

مثال 1- من ساعتهاي زيادي براي نواختن گيتار تمرين كردم.

2. You will pass the test with a little more practice.

مثال 2 – با مقداري تمرين بيشتر شما در امتحان قبول خواهيد شد.

***



[1]  Of course if these factors will indirectly influence effective teaching too.

[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 16:8 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

چگونه لهجه خود را کاهش دهيم

چگونه لهجه خود را کاهش دهيم

بسياري از مشکلاتي تلفظي که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتيجه استفاده غلط از اصواتي است که در زبان مادري خود به کار مي‌برند. بنابراين مشکلات تلفظي که شما از آن رنج مي‌بريد احتمالاً مشابه مشکلاتي است که ديگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتي يک انگليسي‌زبان بومي (native) به شما مي‌گويد که شما (بعنوان مثال) لهجه روسي يا چيني داريد، در واقع اين نکته را تأييد مي‌کند. بسياري از برنامه‌هاي کاهش لهجه بر اساس تحقيقاتي است که اصوات خاصي را که هر گروه زباني (مثلاً فرانسوي، چيني، اسپانيايي، ژاپني و ...) موقع اداي کلمات انگليسي دارد، مشخص مي‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانيايي‌ زبانها در تلفظ صداي /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حاليکه چيني زبانها هيچ مشکلي در تلفظ آن ندارند. نکته‌هاي زير به شما کمک مي‌کنند که تأثير زبان مادري خود بر انگليسي‌تان را کاهش دهيد.
 

 به حرکات دهان انگليسي زبانان (native) دقت کنيد.

موقع تماشاي برنامه‌هاي زبان اصلي به حرکات دهان گوينده خوب دقت کنيد. آنچه که مي‌گويد را تکرار کنيد و لحن صداي او را تقليد کنيد.


شمرده صحبت کنيد.

تا وقتي که لحن و اصوات انگليسي را بخوبي فرا نگرفته‌ايد، شمرده صحبت کنيد. اگر شما سريع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنيد، انگليسي زبانها در فهميدن آنچه که مي‌خواهيد بگوييد مشکل پيدا خواهند کرد. همچنين اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهيد، اين اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


از ديکشنري استفاده کنيد.

 

با علائم فونتیک ديکشنري خود آشنا باشيد و تلفظ صحيح کلماتي را که اداي آنها براي شما دشوار است در آن جستجو کنيد.


از ديگران کمک بگيريد.

يک فهرست از کلماتي که تلفظ آنها براي شما دشوار است، تهيه کنيد و از يک دوست انگليسي زبان (native) بخواهيد آنها را براي شما تلفظ کند. خوب است صدايش را ضبط کنيد و بعداً به آن گوش دهيد و خودتان هم آن را تکرار کنيد. اگر چنين دوستي نداريد مي‌توانيد از نرم افزارهايي که کلمات را با صداي ضبط شده انسان ادا مي‌کنند استفاده کنيد

 

به کتابهاي نواردار گوش دهيد.

با تهيه کتابهايي که داراي يک نوار يا سي‌دي صوتي هستند مي‌توانيد در يک زمان هم بخوانيد و هم گوش کنيد. بخشهايي از کتاب را با صداي بلند بخوانيد و صداي خودتان را ضبط کنيد. صداي خودتان را با گوينده اصلي مقايسه کنيد و سعي کنيد اشتباهاتتان را اصلاح کنيد. (مجموعه داستانهای انگلیسی

 

به پسوندهاي s و ed دقت کنيد.

تلفظ صحيح کلماتي که به s و ed ختم مي‌شوند را ياد بگيريد. مثلاً s- يا es- را در نظر بگيريد. اين پسوند گاهي صداي /S/ مي‌دهد (مثلاً در eats)، گاهي صداي /Z/ مي‌دهد (مثلاً در plays) و گاهي هم صداي /IZ/ مي‌دهد (مثلاً در washes).

 

با صداي بلند انگليسي بخوانيد.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقيقه يک متن انگليسي (مثلاً يک کتاب داستان) را با صداي بلند بخوانيد. اين به شما کمک مي‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که براي انگليسي صحبت کردن به کار مي‌آيند، تقويت کنيد. تحقيقات نشان مي‌دهد که براي صحبت کردن يک زبان جديد حدود سه ماه تمرين روزانه مورد نياز است تا عضلات دهان (براي آن زبان خاص) تقويت شوند.

 

صداي خودتان را گوش کنيد.

صداي خودتان را ضبط کنيد و براي يافتن اشتباهات تلفظي خود به آن گوش دهيد. اين يک تمرين بسيار عالي است، زيرا اين به شما کمک مي‌کند از اشتباهاتي که دائماً  مرتکب مي‌شويد آگاه شويد.

 

صبور باشيد.

شما مي‌توانيد نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشيد، ولي اين «يک شبه» بدست نمي‌آيد. مردم اغلب به دنبال کسب نتيجه فوري هستند و به همين دليل خيلي زود دلسرد مي‌شوند و از تلاش دست برمي‌دارند.

[ یکشنبه هفتم فروردین 1390 ] [ 22:18 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

دلايل اصلي ناكامي در يادگيري زبان
دلايل اصلي ناكامي در يادگيري زبان

بشر در هيچ دوره‌اي اين چنين با حجم انبوهي از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگرداني انسان امروز، انتخابي مناسب از بين هزاران امكاني است كه عمر كوتاهش را بر نمي‌تابد و اين سرگرداني، در انتخاب روشي مناسب براي يادگيري يك زبان بين المللي با گستره توليد جهاني، صد چندان شده است. كتابها، فيلمهاي صوتي - تصويري، كلاسهاي آموزشي رسمي و غير رسمي، نرم افزارها و پهنه گسترده اينترنت در كارند تا امر فراگيري يك زبان خارجي تحقق يابد. آيا اشكال در بهره هوشي ما دانش آموزان و دانشجويان ايراني است كه با گذراندن بيش از ده سال از دوران راهنمائي تا دانشگاه هنوز نتوانسته‌ايم در حد قابل قبولي زبان بياموزيم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجويان ايراني با گذراندن بيش از ده سال، از دوران دبيرستان تا دانشگاه، هنوز نتوانسته‌ايم در حد قابل قبولي زبان بياموزيم. بدون شك اشكال در بهره هوشي و توانائي‌هاي ما نيست بلكه مشكل در روشها و تكنولوژي‌هایي است كه ما با استفاده از آنها زمان بزرگي از زندگي خويش را از دست داده‌ايم. عمده‌ترين دلايل نا‌كامي در فراگيري زبان در كشور ما بقرار زير است:


 ترس

ما هميشه زبان را درس مشكلي تصور مي كرديم كه بايد آنرا امتحان دهيم و بدين دليل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتي نيافتيم كه از آن لذت ببريم.


 تكيه بر محيط مبتني بر متن

دنياي واقعي زبان، يك دنياي صوتي است. در حالي كه سيستم آموزشي ما، دنيايي مبتني بر متن بوده است و اين باعث مي‌شد كه مشكل تلفظ نيز بر مشكلات بيشمار ما افزوده شود. بدليل عدم زيستن در يك محيط واقعي صوتي با آن احساس بيگانگي مي‌كنيم. نتيجه اين سيستم آموزشي در آرماني ترين شرايط تربيت مترجم بود، نه كسي كه با زبان بتواند ارتباط برقرار كند.


 تكيه بر گرامر

كاش ما زبان را با روش كودكان ياد مي‌گرفتيم كه كمترين اهميتي براي دستورات پيچيده زبان نمي‌دهند. راستي ما، خود چقدر با گرامر زبان مادري خود آشنا هستيم؟ دستوات گرامري در تمامي زبانها يك موضوع كاملاً تخصصي و انتزاعي از زبان است و اگر نه اينست، پس اينهمه رشته‌هاي دانشگاهي سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معني مي‌دهند؟ حرف زدن با رعايت دستورات گرامري زباني پر از استثناء، مانند انگليسي، تقريباً غير ممكن است.


 تأكيد بر يادگيري لغات

آموزش ما، حفظ كردن فرهنگهاي لغت بود، هر معلمي براي خود ديكشنري كوچكي مي‌ساخت كه مجبور به حفظ آن بوديم. و متأسفانه هنوز هم كار به همين منوال است. در يك فرهنگ انگليسي نگاهي به لغت GET يا TAKE بيندازيد. دو صفحه معني مختلف و گاه متضاد براي يك لغت، سردرگمي آدمي را در آموزش صد چندان مي‌كند. فرق عمده زبان انگليسي با زبان فارسي در اين است كه لغات در زبان انگليسي عمدتاً وقتي معنی واقعي دارند كه در كنار ساير لغات قرار مي‌گيرند. مثلاً لغت Take معني واضحي ندارد، در حالي كه معني عبارت Take off كاملا مشخص است.


 اهميت دادن به امر خواندن

در هر زباني چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت كردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سيستم آموزش رسمي ما بيش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن مي‌باشد. در برخي از كلاسهاي غير رسمي نيز صحبت از هم زماني چهار عنصر رفته است. اما وقتي ما در محيط واقعي زبان قرار مي‌گيريم در مي‌يابيم كه اگر هدف فراگيري زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهميت درجه چندم دارند، به اين دليل ساده كه در تمامي زبانها افراد بي سواد آن جامعه نيز قادر با تكلم زبان مادري خود هستند.

[ یکشنبه هفتم فروردین 1390 ] [ 22:13 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.

آيا هيچ فکر کرده‌ايد که دسترسي به اطلاعاتي که ديگران از آن بي‌بهره‌اند، چقدر مي‌تواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبي که ديگران نمي‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز مي‌کنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهش‌هاي بزرگي که در شغل‌تان برمي‌داريد؟

شما مي‌توانيد به همه‌ اينها برسيد، اگر خوب انگليسي صحبت کنيد.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دسترسي به اطلاعات

شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟  رسانه‌هـاي امروز – از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات – دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي مي‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان مي‌شود:

  • بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمي از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسي پيدا مي‌کنيد.
  • کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايي با نويسندگان آمريکايي يا بريتانيايي بخوانيد، و نيز کتابهاي ترجمه شده از زبانهاي ديگر. به هر موضوعي که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزي به انگليسي درباره آن پيدا کنيد.
  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌هاي انگليسي زبان هستند که به راحتي در هر کجاي جهان يافت مي‌شوند. شما براي پيدا کردن مجله‌هايي مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلي وقت صرف کنيد.
  • علوم. زبان انگليسي کليـد دنيـاي علم و فن‌آوري است. حـدود 95% مقـالات علمي منتشر شده، به زبان انگليسي است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهاي انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.
  • گزارشات خبري. شبکه‌هاي تلويزيوني بين‌المللي از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند. در هر کجاي دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسي داشته باشيد.

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

گفتگو با ديگران

انگليسي را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان مي‌توانند به انگليسي صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيري آن هستند.
  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللي به زبان انگليسي برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهاي المپيک يا جام جهاني فوتبال را در نظر بگيريد.
  • سياستمداران کشورهاي مختلف از زبان انگليسي براي برقراري ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلي سازمانهايي از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... مي‌باشد.

 

اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌هاي تبادل نظر اينترنتي بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگي و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.
  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسي در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسي چه مي‌داند، شايد روزي زبان انگليسي جان شما را نجات دهد!

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

پيشرفتهاي شغلي

اگر خواهان شغل خوبي در زمينه‌هاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!

دانستن انگليسي به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگليسي» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را براي بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.
  • دانش فني خود را افزايش دهيد. انگليسي زبان فن‌آوري است، مخصوصاً فن‌‌آوريهاي تراز بالايي مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسي استفاده کنيد.
  • يک تاجر بين‌المللي باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللي تنها بـا زبان انگليسي ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهاني به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشي ايفا کنيد، بايد انگليسي بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاري بخوانيد و....
  • دانشجوي و محقق بهتري باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهاي ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهاي بين‌المللي شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌هاي جديد علمي با خبر شويد.

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ياد گرفتن انگليسي آسان است

انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسان‌ترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب مي‌شود:

  • الفباي ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصي از قبيل ä يا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان – فقط کافي است يک s (يا es) به انتهاي يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهي کلمات – اغلب کلمات اصلي کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولاني‌تر هم غالباً کوتاه مي‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگليسي همه جا يافت مي‌شود: دسترسي به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسي زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشي استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسي بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهي است که بدين ترتيب اشتياق شما براي يادگيري افزايش مي‌يابد

[ یکشنبه هفتم فروردین 1390 ] [ 22:11 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]