X
تبلیغات
language center
نمونه سوالات - انواع سوالات با توضیحات مربوط به آنها

به نام خدا

 آشنایی با انواع و نمونه های سوالات (زبان انگلیسی)

 مقدمه: جهت آشنایی بیشتر با نمونه سوالات زبان (استاد شریعت پناهی) در اینجا شرح در باره انواع سوالات زبان، و نمونه هایی از سوالات آزمون پایانی (پیش دانشگاهی، عمومی و تخصصی) می پردازم. جوابهای صحیح علامت T زده شده اند.

 1- مترادف (synonym) - دو کلمه یا چند کلمه که در همان زبان دارای معانی یکسان یا نزدیک بهم دارند. مثلاً کلمه friend به معنی دوست، با کلمه companion به معنی رفیق و همراه مترادف است. در این نوع سوال یک لغت که زیر آن خط کشیده شده یا پررنگ تر است، در بالای لیست می آید. یکی از گزینه های لیست را که هم معنی است، باید علامت بزنید. نمونه:

  • T01. Inner
  • ☐ A. intranet
  • ☐ B. internet
  • T C. internal
  • ☐ D. external
  • ☐ E. extreme
  • 2- متضاد ( antonym یا opposite) کلمه ایست که معنی متضاد با کلمه دیگر دارد. مثلاً خوب و بد – زیبا و زشت متضاد هستند. یادآور میشویم که در بسیاری موارد میتوان از پیشوند ها و یا پسوند ها برای متضاد ساختن کلمه استفاده کرد. مثلاً متضاد useful به معنی مفید useless یعنی بیفایده است. همچنین متضاد دوست داشتن like میشود dislike؛ و متضاد منصف fair میشود unfair بی انصافی.
  • T02. گزینه غلط را پیدا کنید: کدام گزینه متضاد نیست
  • ☐ A. entrance ≠ exit
  • T B. personal ≠ private
  • ☐ C. majority ≠ minority
  • ☐ D. minimize ≠ maximize
  • ☐ E. tolerance ≠ intolerance
  •  
  • T03. کدام گزینه متضاد کلمه زیر است
  • Interior
  • ☐ A. inner
  • ☐ B. outdoor
  • T C. exterior
  • ☐ D. invisible
  • ☐ E. impossible
  • 3- معادل (equivalent) – در این نوع سوال کلمه ای مورد نظر است که هم معنی واژه مشخص شده (بوسیله زیرخط یا پررنگ شده) در زبان دیگر باشد. معمولا ذکر میشود که "معادل انگلیسی یا معادل فارسی" کلمه خاصی را علامت بزنید. مثلا معادل انگلیسی کلمه "ماده غذایی" میشود food و معادل فارسی کلمه error میشود "خطا یا اشتباه". به نمونه زیر توجه کنید:
  • متخصص T04.
  • ☐ A. socialist
  • T B. specialist
  • ☐ C. capitalist
  • ☐ D. naturalist
  • ☐ E. journalist
  •  
  • 4- پر کردن جای خالی (fill the blank) – در این نوع سوالات جمله ای داده میشود که کلمه ای از آن جاافتاده است و آن جمله به وسیله یکی از گزینه ها کامل میشود. این جمله اغلب از متن درسی انتخاب میشود، اما گاهی هم سوال مربوط به معلومات قبلی دانشجو میشود. دانشجو باید جمله را خوانده و گزینه های داده شده را یکی یکی در ذهن خود در جای خالی قرار دهد. گزینه ایکه جمله را کامل کند، جواب است. مثال:
  • T05. Birds _______ nests by instinct.
  • ☐ A. wave
  • T B. build
  • ☐ C. energy
  • ☐ D. transfer
  • ☐ E. element
  •  
  • T06. Old people have little _______ to cold.
  • ☐ A. heat
  • ☐ B. suffer
  • T C. tolerance
  • ☐ D. willingness
  • ☐ E. temperature
  •  
  • T07. Training can be short or long, inside or outside the company _______ on the type of the job.
  • A. ☐ attending
  • B. ☐ attempting
  • C. T depending
  • D. ☐ defending
  • E. ☐ spending
  •  
  •  5 - هم خانواده (same family) - یک کلمه میتواند چند هم خانواده داشته باشد. مشتقات یک کلمه معمولا پس از اضافه کردن پیشوند و پسوند به یک کلمه حاصل میشوند. برای مثال مشتقات یا هم خانواده های کلمه satisfy به معنی راضی کردن یا شدن satisfaction ;satisfactory; satisfied ; dissatisfied ; self-satisfaction; و غیره . میباشند. به نمونه زیر توجه کنید: (مثال اول هم هم خانواده و در عین حال، متضاد نیز میباشد.)
  • T07. Qualify
  • ☐ A. verify                     
  • ☐ B. quickly       
  • ☐ C. quantity    
  • ☐ D. simplify   
  • T E. disqualify
  •  
  • T08. کدام گزینه هم خانواده نیستند
  • ☐ A. operate à operator à operation
  • ☐ B. Christ à Christian à Christianity
  • T C. doorway à passageway à freeway
  • ☐ D. express à expression à expressive
  • ☐ E. organize à organizer à organization
  •  
  •  6 –گرامر (Grammatical Questions) یا دستور زبان - اکثراً سوالاتی هستند در مورد ساختار جمله ، زمانها، و یا اجزاء سازنده جمله باشد. یعنی سوال میتواند در مورد فعل – اسم – قید - صفت – ضمیر - حرف ربط – حرف اضافه – حرف تعجب باشد. هرکدام از این مباحث شاخه هایی دارند و استاد شما میتواند به تناسب سطح و سرفصل های درسی برای شما سوالی تهیه کند. ما در اینجا فقط به ذکر چند نمونه اکتفا میکنیم:
  • سه قسمت افعال بيقاعده را كامل كنيد.
  • T09. Bite - / _______ / - bitten
  • T A. bit   
  • ☐ B. bite 
  • ☐ C. byte
  • ☐ D. bitten        
  • ☐ E. bitted
  •  
  • T10. What are the functions (duties) of the Auxiliary Verbs?
  • ☐ A. ساختن زمان آينده
  • ☐ B. ساختن زمان استمراري
  • ☐ C. ساختن جملات منفي
  • ☐ D. ساختن جملات سوالي
  • T E. همه موارد
  •  
  • T11. What is a word that links words, phrases, or sentences  _______ ?
  • ☐ A. nouns
  • ☐ B. adverbs
  • ☐ C. pronouns
  • ☐ D. adjectives
  • T E. conjunctions
  •  
  • T12. The man is much _______ his lit­tle child.
  • ☐ A. so small
  • ☐ B. the tallest
  • T C. taller than
  • ☐ D. highest than
  • ☐ E. shortest than
  • T13. What part of speech is the word “carefully”? _______
  • ☐ A. article
  • T B. adverb
  • ☐ C. pronoun
  • ☐ D. adjective
  • ☐ E. personality
  •  
  • T14. This word means something, which is not interesting or exciting:
  • ☐ A. dial
  • ☐ B. deal
  • ☐ C. doll
  • T D. dull 
  • ☐ E. dual
  • 7 – اصطلاحات و ضرب المثلها (Expressions - Idioms): اصطلاحات و ضرب المثلها هم در زبان گفتاری و هم در زبان نوشتاری استفاده میشوند . دانستن آن ضروری است و به درک مطلب کمک میشود. در سطوح عمومی و تخصصی بیشتر مورد بحث و سوال است. لیست اصطلاحات منتخب در همین وبلاگ درج شده است. در اینجا به دو نمونه سوال در این رابطه اشاره میشود:
  • پول علف خرس نیست T15.
  • ☐ A. lose money
  • ☐ B. burn the money
  • ☐ C. have cash on hand
  • ☐ D. business is business
  • T E. money does not grow on tree
  •  
  •  T16. Come to a dead end  _______  
  • ☐ A. عاقبت مردن
  • ☐ B. زهره ترک کردن
  • T C. به بن بست رسیدن
  • ☐ D. ریسک بزرگی کردن
  • ☐ E. امروز شانس با من نیست!
  •  8 – لغات متشابه (Similar words) – لغاتی که شبیه هم میباشند ولی از نقطه نظرهای مختلف با هم تفاوت دارند. پاسخ صحیح به چنین سوالاتی مستلزم دقت بیشتر در خصوص املاء، تلفظ، قیافه ظاهری کلمه و معنی آن میباشد. به نمونه های زیر توجه نمایید:
  • T17. Over 50% of Earth’s population ______ in cities
  • ☐ A. leave
  • T B. live
  • ☐ C. like
  • ☐ D. love
  • ☐ E. look
  •  
  • T18. Computers are devices, which _______ data, process them, and then give out information.
  • A.☐ expect
  • B.☐ insect
  • C.☐ except
  • D.☐ aspect
  • E. T accept
  •  9 – کلمات /اسمهای مرکب (Compound Words / Noun):  سه نوع کلمه ترکببی در انگلیسی وجود دارد : نوع اول دو کلمه معنی دار بهم چسبیده اند و معنی جدیدی به دست میآورند. در نوع دوم دوکلمه معنی دار کنار هم قرار دارند اما ارتباط قوی و نزدیک دارند، به نحوی که معنی ترکیبی جدیدی پیدا میکنند و مفهوم واحدی را میرسانند. نوع سوم کلمه ترکیبی خط تیره دار است.
  • T19. کلمه مرکب غلط را علامت بزنید
  • T A. icecream
  • ☐ B. policeman
  • ☐ C. newspaper
  • ☐ D. Anti-Zionist
  • ☐ E. football player
  •  
  • T20. کدام گزینه اسم مرکب صحیح نمیباشد
  • ☐ A. boiling point
  • ☐ B. humidity level
  • ☐ C. freezing point
  • ☐ D. noise reduction
  • T E. watch television
  •  
  •  10 – سوالات درک مطلب Comprehension : پاسخ به اینگونه سوالات مستلزم آنست که متن انگلیسی یا سوال را خوب درک نموده و پاسخ منطقی و مرتبط به آن داده شود. گاهی جواب بایستی پس از نتیجه گیری از متن داده شده و در نظر گرفتن اطلاعات و حقایق درج شده در متن یا سوال داده شود.به نمونه های زیر توجه کنید:
  • T21.. Please turn off the TV; Children _______ watching the TV now.
  • ☐ A. don’t      
  • T B. aren’t
  • ☐ C. will be
  • ☐ D. weren’t
  • ☐ E. have to
  •  
  • T22. If _______ hadn't attacked Pearl Harbor, American would not have dropped a bomb in Hiroshima.
  • ☐ A. Chinese
  • T B. Japanese
  • ☐ C. Lebanese
  • ☐ D. Portuguese
  • ☐ E. Vietnamese
  •  
  • T23. “Being careful may avoid accidents”. This sentence means …
  • ☐ A. better go home
  • ☐ B. better than nothing
  • ☐ C. better late than never
  • T D. better safe than sorry
  • ☐ E. half bread is better than no bread
  •  
  • T24. A person who detects and corrects errors or problems in a hardware or system --- It’s another word for debugger.
  • ☐ A. virus
  • ☐ B. MPEG      
  • ☐ C. WORM
  • ☐ D. default
  • T E. troubleshooter
  •  
  • T25. (Based on the story, in Basic English) … the mayor said the pig had to be killed because it was _______.
  •  
  • T A. not safe
  • ☐ B. very safe
  • ☐ C. always hungry
  • ☐ D. twice stronger
  • ☐ E. as big as a cow
  •  
  • 11 = سوالات محاوره ای: اینگونه سوالات بر اساس الگوهای رایج و روزمره گفتاری و شنیداری تهیه و طراحی میشوند . پاسخ به این نوع سوالات مستلزم آشنایی به فرهنگ زبان مبداء و مقصد، و در ضمن، دانستن محاوره صحیح انگیسی است. از اینرو، ترجمه لغت به لغت، در بسیاری موارد جوابگو نیست. مثال
  • T26. در مکالمه انگلیسی همه عبارات زیر میتواند استفاده شود به جز یکی از آنها (آنرا پیدا کنید)?
  • ☐ A. Hold the line please.       
  • ☐ B. One moment please.
  • T C. Your number I forgot.
  • ☐ D. I must have the wrong number.
  • ☐ E. You must have the wrong number.
  •  
  • T27. - معادل مصطلح برای "لطفاً ساعت چند است؟" کدام گزینه است - آنرا پیدا کنید!
  • ☐ A. What is the watch now?
  • T B. What time is it, please?
  • ☐ C. Time is what please?
  • ☐ D. What O’clock is it?
  • ☐ E. What hour is it?
  •  
  • 12 = سوالات تخصصی: اینگونه سوالات علاوه بر مهارت در زبان انگلیسی و درک مطلب به دانش تخصصی رشته خاصی نیز نیاز دارد، تا بتوان جواب صحیح داده شود. مثال
  • T28. Was it Thomas Edison who invented the _______ light bulb for the first time?
  • ☐ A. elect
  • ☐ B. electric   
  • ☐ C. electrical
  • T D. electricity
  • ☐ E. electrically
  • T29. Managers must forecast the needs for _______ requirements, equipments, and supplies for their company.
  • ☐ A. there
  • ☐ B. employ      
  • ☐ C. needed
  • ☐ D. personal
  • T E. personnel
  •  
  • T30. Necessary workers should be recruited and trained, so that skillful labor force would _______ be available.
  • ☐ A. could
  • ☐ B. never
  • ☐ C. contact
  • ☐ D. quick
  • T E. always
  •  
  • T31. “Asset” is whatever a person has. So, if a person has a bicycle, a radio, and a watch; these are his _______
  • ☐ A. credit                 
  • ☐ B. balance                 
  • ☐ C. capital                   
  • T D. assets                      
  • ☐ E. money
  •  
  • T32. A merchandising company buys its inventories in “finished” condition and later _______ them.
  • T A. resells         
  • £ B. rejects             
  • £ C. refuses                   
  • £ D. repairer
  • £ E. repairmen
  •  
  • T33. Always follow the _______ instructions, security measures and work procedures provided by your employer.
  • £ A. safe              
  • £ B. safely              
  • T C. safety                     
  • £ D. safety pin
  • £ E. satisfaction
  •  
  • T34. Hypertext Markup Language using tags to create text and graphics in documents displayed on the Web.
  • ☐ A. Highlight
  • ☐ B. Hotmail
  • T C. HTML
  • ☐ D. HTTP          
  • ☐ E. FTP
  •  
  • T35. Etymology is a science that pro­vides the _______ and origin of a word.
  • T A. history             
  • ☐ B. chemistry            
  • ☐ C. psychology      
  •  ☐ D. geography          
  • ☐ E. sociology
  •  
  • 13 – ترجمه متن آزاد انگلیسی به فارسی (Translation): متن انگلیسی را یکبار خوانده و سپس با حوصله جمله به جمله آنرا معنی کنید. برای سهولت، به علائم نقطه گذاری مانند ویرگول، علامت نقل قول، علامت سوال و تعجب، نقطه و . توجه کنید. سعی کنید اگر جمله طویل است آنرا جزء به جزء ترجمه کنید. مطلبی که در متن نیست اضافه نکنید و مطلبی که در متن هست حذف نکنید. اگر معنی کلمه ای را نمیدانید در جای آن خط تیره ای بکشیده و به ترجمه کردن خودتان ادامه دهید. ابتدا تحت اللفظی ترجمه کنید و اگر وقت باقی ماند، آنرا به فارسی روان ویرایش کنید.
  •  
  • ترجمه: از موضوعات زیر یکی را ترجمه کنید:
  • T36. Translate the Following Passage (Optional):
  •  
  • There Is No God, But God!
    There is no God, but God.
    I know this is true.
    God made everything,
    He made me, He made you.
    There would be nothing,
    In the heaven or earth
    Without God’s Will and Mercy.
  • God watches and cares for us.
    They say God made the land,
    And He gave it to all human.
    Yes I know. He's Mighty
  • He is good and true.
    There is no God, but God.
    And He knows everything we do!
    So just you call His Name.
    And He will give His love to you.

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 22:21 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

ترجمه فارسی درس 24 - آموزش شغلی JOB TRAINING - زبان تخصصی مدیریت

JOB TRAINING

 

آموزش شغلی

 

مقدمه: نیروی انسانی در بخش دولتی و یا خصوصی حتی پس از مراحل مختلف کامل نیست. استخدام انجام می شود. کارمندانی که تازه برای موقعیت های خاص و برای اولین بار استخدام شده اند، باید ابتدا با اختیارات خود، وظایف شغلی،  و دستورالعمل های خود و همچنین زنجیره فرماندهی (سلسله مراتب) آشنا شوند.

 

همچنین لازم است که کارکنان با تغییرات علمی و فن آوری که شغل انها را تحت تاثیر قرار میدهد آشنا شده و به روز شوند. آموزش ضمن کار برای برخی از دلایل مورد نیاز است. یکی از دلایل این است که آن کمک می کند تا کارکنان بهره وری خود را افزایش دهند: هم در کار حاضر و هم در آینده. کارکنان کارآمد تر می شوند، زمانی که آنها دانش و مهارت های خود را توسعه داده و برای عملکرد بهتر، عادات خود را شکل دهند.

 

آموزش شغلی: اولین شرط آموزش کار خوب آن است که باید به کارکنان کمک کند تا مهارت و دانش جدیدی به دست آوردند. شرط دوم آن است که  این آموزش باید با کار فعلی و آینده کارکنان مرتبط باشد. به عبارت دیگر، آن باید به کارکنان کمک کند تا مهارت ها و دانش مربوط به کار خود را به دست آورند. اگر یک کارمند در انواع برنامه های آموزشی شرکت می کند، که مربوط به کار خود نیست، این برنامه ها آموزش در نظر گرفته نمی شوند. شرط سوم از آموزش کار خوب آن است که باید پتانسیل (قدرت نهفته) و صلاحیت کارکنان را برای انجام  کار روزانه خودشان افزایش دهد. شرط چهارم از آموزش خوب این است که باید در عادات و نگرش کارکنان تغییرات مثبت ایجاد نماید.

 

برخی از تفاوتها بین آموزش و تعلیم و تربیت وجود دارد. تعلیم و تربیت به خاطر یادگیری محض است. (صرفا بخاطر یادگیری است). اما یادگیری به خاطر شغل است- آموزش بر اساس این ایده (طرز تفکر) استوار است که همه چیزهایی که  یک کارمند آموخته است و یا به او آموزش داده شده، بخشی از کار خود اوست. هرمقدار که قبل از اشتغال بیشتر یادگرفته باشد، او کمتر به آموزش دیگر نیاز خواهد داشت. OJT (آموزش ضمن کار) کمک خواهد کرد تا شکاف بین دانش و مهارتی که کارمند قبلا داشته است و آنچه که در حال حاضر در زمینه دانش و مهارت های جدید در کلاسهای درسی فراگرفته پر کند (پل ارتباطی برقرار کند). آموزش او را آماده برای شرکت در یک شغل خاص میکند.

 

نقش آموزش - آموزش کارکنان از جمله نقش ها و وظایف مهم مدیریتی میباشد. هریک از همه مدیران، گرفته از مدیر اجرایی تا سرپرست خط اول همه آنها باید به یادگیری کارکنان کمک می کنند. آنها باید سعی کنند برای ارائه هر آنچه مورد نیاز است کمک کنند تا  این کار به نحو رضایت بخشی انجام شود.

 

امروز، هر دوی بخش های خدمات دولتی و خصوصی در جستجو پیدا کردن کارکنان تحصیل کرده و ماهر در کالج ها و دانشگاه ها هستند. بسیاری از کالج ها و دانشگاهها می توانند دوره های آموزشی را به کارکنان ارائه دهند. کارمندانی که دارای مدرک کارشناسی و یا کارشناسی ارشد هستند، چنین آموزشی مطلوب توسط کارفرما دیده اند، آنها می توانند به بهره وری و در نتیجه به ارتقاء کارکنان کمک کنند.

 

بسیاری از دبیرستان ها، مدارس فنی، و کالج های کسب و کار (مدارس کار و دانش) چنین دوره هایی را برای تایپیست ها، تند نویس ها، دفترداران، مکانیک ها و صنعتگران فراهم می کنند. بسیاری از مشاغل مسئولیت اصلی آموزش به کارکنان را در زمینه کارهای تخصصی تقبل میکنند (به عهده میگیرند).

 

آموزش شامل اهداف زیر است:

بهره وری و عملکرد کارکنان را بهبود می بخشد

کارکنان را برای انجام کارهای سخت تر آماده میکند.

به آنها فرصت های بهتر برای پیشرفت را می دهد

به آنها کمک میکند تا به یک رتبه بالاتر ارتقاء یابند.

 

روش آموزش: در ابتدا، افراد یا گروه هایی که نیاز به آموزش دارند باید انتخاب شوند. سپس میزان (یا حد) آموزش آنها باید مشخص شود. عواملی مانند سن افراد مورد مطالعه قرار گیرد؛ آموزش و تجربه قبلی آنها باید در نظر گرفته شود. بهترین روش آموزش بستگی به عوامل مختلف دارد. یکی از روش های آموزش به طور تکی و  یا ترکیبی از چندین روش ممکن است استفاده شود. در زیر برخی از روشهای به کار گرفته میشود..

ª     کارآموزی

ª     چرخش سمت ها

ª     شرکت در کنفرانس

ª     حضور در سمینارها

ª     حضور در جلسات کارکنان

ª     تشریح کردن

ª     آموزش رسمی

ª     رفتن به سفرهای میدانی

ª     بازرسی  / مشاهده

ª     گوش دادن به سخنرانی ها

ª     آموزش آنلاین (الکترونیک مجازی)

ª     نقش بازی کردن

تشرح کردن یکی از موثرترین روشهای آموزش است. مربی، گام به گام، میگوید و نشان میدهد که چگونه این کار باید انجام شود. سپس، یادگیرنده و تحت نظارت معلم خود تمرین میکند و کار ها را انجام میدهد. بعد از آن، یادگیرنده به خودی خود کار میکند. با انجام این کار، اعتماد به نفس به دست می آورد. و مربی هم هر از گاهی، عملکرد یادگیرنده را بازرسی میکند.

 

همایش ها و سمینارها نیز روش های مفید آموزشی هستند. آنها میتوانند تفکر شرکت کنندگان را از طریق تفکر و بحث گروهی بهبود بخشند. هر یک از شرکت کنندگان از طریق به اشتراک گذاری مهارت های فردی ، تجارب و دانش خود سود میبرند. این روش نیز برای تجزیه و تحلیل مشکلات دشوار و رسیدن به راه حل استفاده می شود.

 

روش چرخش شغلی: که به نظر می رسد برای مهارتهای مدیریتی بسیار موثر است. این روش برای به اشتراک گذاری فن آوری و برقراری ارتباط و مهارتهای روابط انسانی مفید است، سرپرستان، مدیران و رهبران می توانند به مقدار زیادی از چرخش شغلی بهره مند شوند. کارمندان با موقعیت و وظایف مختلف مواضع خود را برای یک دوره کوتاه از زمان عوض میکنند. در این هنگام، آنها وظایفی را که در موقعیت جدید از آنها انتظار میرود انجام دهند می آموزند.

 

تجهیزات لازم: تعداد زیادی از وسایل و تجهیزات آموزشی است که می تواند در شرایط مختلف مورد استفاده قرار گیرد. وسایل مختلف صوتی و تصویری هستند و لازم است برای تسهیل آموزش بکار گرفته شوند. این خدمات عبارتند از اسلاید، فیلم، نوار کاست، نوارهای ویدئویی، تلویزیون، نرم افزار کامپیوتر، سی دی آموزشی، و اینترنت. (همچنین) بروشور، راهنما، نقشه ها، نمودارها و کتابهای آموزشی و کمک آموزشی ارزشمند هستند.

[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 8:53 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

زبان عمومي - درس دوم آلودگی - ویژه دانشگاه فاران و طبرستان

ترجمة بخشهايي از درس آلودگي چيست

WHAT IS POLLUTION? Pollution, also called environmental pollution is the addition of any substance or form of energy[1] to the environment at a rate faster than it can be dispersed, broken down, recycled, or stored in some harmless form.

آلودگي، كه همچنين آلودگي محيط زيست نيز ناميده ميشود، عبارت است از افزودن هر ماده يا هر شكلي از انرژي (مثل گرما، صدا، يا تششعات) به محيط زيست به آن درجه (يا) سرعت كه نشود به شكل بي ضرر پراكنده، تجزيه، بازيافت، و يا ذخيره گردد.

 IS POLLUTION HARMFUL? A pollutant need not be harmful in itself. Carbon dioxide, for example, is a normal component of the atmosphere and a by-product of respiration. It is found in all animal tissues. Yet, in a concentrated form it can kill animals. Human sewage can be a useful fertilizer, but when concentrated too highly it becomes a serious pollutant, threatening[2] health and causing the depletion of oxygen in water. By contrast radioactivity in any quantity is harmful to life, although[3] it gradually builds up in the environment.

آيا آلودگي زيان بخش است؟ ضرورتي ندارد كه يك آلاينده به خودي خود زيان آور باشد. براي مثال دي اوكسيد كربن (گاز كربنيك)  يك جزء عادي جو و يك توليد ثانوي از تنفس است. در كليه بافتهاي حيواني يافت ميشود. اما، در حالت غليظ ميتواند حيوانات را بكشد. فاضلاب شهري ميتواند كود مفيدي باشد، اما هنگاميكه بيش از حد متراكم ميشود، به يك آلاينده شديد تبديل شده، تهديد كننده سلامت بوده و باعث ضايع كردن اكسيژن آب ميگردد. اما برعكس، ماده راديواكتيويته در هر مقدارش براي زندگي خطرناك است، ولو اينكه به آهسته آهسته در محيط زيست انباشته شود.

 Dust storms in desert areas and smoke from forest and grass fires contribute to chemical and dirt pollution of the air. For example, the fire in Victoria State forest of Australia, in 1939 caused observable air pollution in Queensland, more than 3,000 kilometers away. Dust blown from the Sahara has been detected in West Indian Islands.

طوفانهاي گرد و غبار (طوفان شن) در مناطق كويري، و دودي كه از جنگل و سوختن علفها ايجاد ميشود، باعث ايجاد آلودگي شيميايي و غبار در هوا ميشود. براي مثال، در سال 1939 ، آتش سوزي جنگل ايالت ويكتوريا واقع در استراليا باعث يك آلودگي هوا شد كه در فاصله 3000 كيلومتر دورتر در سرزمين كوئين لند قابل رويت بود. گرد و خاكي كه باد در صحراي آفريقا ايجاد كرده بود (اثرات آن) در جزاير هند غربي ديده شد. 

 Pesticides were traced[4] in Antarctica where they have never been used. This suggests the extent to which air can carry pollutants from one place to another. Probably the most important natural source of air pollution is volcanic activity, which at times pours great amounts of ash and toxic fumes into the atmosphere.

حشره كش ها در نواحي اقيانوس منجمد جنوبي رديابي شده اند، در حاليكه (چنين موادي) هرگز در آنجا استفاده نشده بودند. اين بازگوكننده آن است كه تا چه حد هوا (يعني باد) ميتواند مواد آلايند را از جايي به جاي ديگر حمل كند. احتمالاً، مهمترين منبع طبيعي آلوده كننده هوا، فعاليت كوههاي آتشفشان است كه گاهگاهي مقادير زيادي از خاكستر و گازهاي سمي به جو مي ريزد.

 

The eruptions of volcanoes such as Krakatau, in the East Indies, Mount Saint Helens, in Washington, and Katmai, in Alaska, have created measurable climatic changes and air pollution. Air pollution may affect people directly, causing a smarting of the eyes or coughing.

فوران كوههاي آتشفشان، مانند كراكاتوآ (اندونزي)، واقع در شبه قاره هند، كوه سنت هلن در واشنگتن و كاتامي در آلاسكا باعث ايجاد تغييرات آب و هوايي و آلودگي هوا شده اند. آلودگي هوا ممكن است مستقيماً بر افراد تأثير گذار بوده يا باعث سوزش چشم و سرفه شود.

 Fog moving in from the ocean is normal to the city. In the 1940s, the air in Los Angeles became noticeably polluted, interfering with visibility and causing human discomfort. Attempts to control pollution, initiated during the 1950s. These attempts resulted in the successful elimination of pollution sources, industrial waste materials, and the outdoor burning of trash and debris.

ورود مه از اقيانوس (كبير) به درون شهر براي (اهالي) شهر، امري طبيعي است. در دهه 1940، هواي لوس آنجلس بطور قابل توجهي آلوده شده بود، بطوري كه مانع ديد شده و ايجاد ناراحتي براي انسان ميكرد. تلاشهايي براي كنترل آلودگي طي دهه 1950 آغاز گرديد. اين تلاشها منجر به پاكسازي سرچشمه هاي آلودگي و حذف ضايعات صنعتي و (مانع) سوزاندن آشغال و زباله در خارج از منازل شد.

 Radioactive Contamination of the Atmosphere: During the 1950s the effects of atmospheric testing of atomic and hydrogen bombs became a source of major concern. The danger of radioactive pollution of the air and the fallout[5] of radioactive particles to the surface of the Earth stimulated serious investigation. Potentially dangerous conditions were discovered. It was observed, for example, that radioactive materials of many kinds, such as radioactive iodine and strontium, are concentrated in living tissue and can cause damage.

آلودگي سازي جو با تشعشعات (هسته اي): طي سالهاي 1950 اثرات (بد) آزمايشات بمبهاي اتمي و هيدروژن، در جو، باعث  ايجاد نگراني هاي زيادي شد. خطر آلوده شدن هوا به تشعشعات اتمي و بارانهاي اتمي (يعني) فروريختن ذرات اتمي از آسمان به سطح زمين (پس از انفجار اتمي) باعث تحقيقات جدي شد. شرايط خطرناك احتمالي، شناسايي شد. مثلاً مشاهده شد كه انواع مختلف مواد راديواكتيو، از قبيل يد راديواكتيو و (فلز) استورتيوم، در بافتهاي زنده تجمع كرده و ميتوانند آسيب برسانند.



  • [1] For example, heat, sound, radioactivity
  • [2] menacing
  • [3] despite the fact
  • [4] discovered
  • [5] radioactive rain

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 22:34 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

توجه: واژه های فوق العاده ضروری برای آمادگی آزمون پایانی - زبان تخصصی برنامه ریزی شهری = 1392
  1. A number of تعداد
  2. Absolute poverty فقر مطلق
  3. AbuseMisuse تخلف سوء استفاده
  4. Acid rain باران اسیدی
  5. Affect اثر
  6. Agency نمایندگی
  7. Allow اجازه دادن
  8. Along همراه  در طول
  9. Among / between در میان / بین
  10. Amusement سرگرمی
  11. Ancient کهن
  12. Annual growth رشد سالانه
  13. Appear به نظر می رسد
  14. Approaches رویکردهای
  15. Architect معمار
  16. Area arena منطقه Δ عرصه
  17. Area منطقه
  18. Around à Surround حدود فراگرفتن
  19. Art / artist / artistic هنر / هنرمند / هنری
  20. As a result of به عنوان یک نتیجه
  21. Attach / detach ضمیمه کردن / جدا کردن
  22. Attendant همراه در انتظار یا التزام کسی بودن
  23. Awakening بیداری
  24. B.C. / A.D. قبل از میلاد / بعد از میلاد مسیح
  25. Based on بر اساس
  26. Be contingent on … مشروط به ...
  27. Beauty / beautiful زیبایی / زیبا
  28. Become شدن
  29. Begin / Began / begun شروع / شروع شد / آغاز کرده
  30. Beginning شروع آغاز و ابتدا
  31. Believe باور
  32. Below در زیر
  33. Benefits مزایا استفاده ها
  34. Biggest بزرگترین
  35. Boulevard خیابان پهنی که دراطراف ان درخت باشد
  36. Breeze نسیم
  37. Broad / broad way راه وسیع / گسترده
  38. Built ساخته
  39. Busy مشغول
  40. By law طبق قانون
  41. By-product محصول فرعی
  42. Carry out انجام دادن
  43. Cathedral کلیسای جامع
  44. Cause à because سبب شدن - علت چون
  45. Certain معین - بعضی
  46. Challenge چالش
  47. Cheap ارزان
  48. Choice انتخاب
  49. Choose انتخاب کردن
  50. Church کلیسا
  51. City dwellers ساکنان شهر
  52. City growth رشد شهر
  53. City life زندگی شهری
  54. City planning برنامه ریزی شهری
  55. Civic center مرکز شهر
  56. Climate change تغییر آب و هوا
  57. Colony / colonial مستعمره / استعماری
  58. Comfortable à uncomfortable راحت ناراحت کننده
  59. Commercial تجاری
  60. Commission کمیسیون
  61. Communities جوامع
  62. Community انجمن
  63. Concentrate / Concentration متراکم ساختن / غلظت -  تراکم
  64. Confront with مقابله با
  65. Congestion ازدحام
  66. Connection ارتباط
  67. Consist شامل
  68. Construct / construction ساخت / ساخت و ساز
  69. Consult مشورت
  70. Contain شامل
  71. Contribution سهم
  72. Coordination هماهنگی
  73. Cope with مقابله با
  74. Correct صحیح (کردن)
  75. Council شورا
  76. Court دادگاه
  77. Create ساختن
  78. Critical بحرانی
  79. Crowded à overcrowded شلوغ پر جمعیت
  80. Crucial بسیار سخت - بحرانی
  81. Cut off قطع کردن
  82. Deal with مقابله با سر و کار داشتن با
  83. Decrease کاهش
  84. Define / definition تعریف کردن / تعریف
  85. Dense / Density انبوه / تراکم
  86. Deplete خالی کردن تهی کردن از
  87. Design / designer طراحی / طراح
  88. Develop / development توسعه دادن / توسعه
  89. Developing countries کشورهای در حال توسعه
  90. Difficulty مشکل
  91. Distribute / distribution پخش کردن / توزیع
  92. Districts مناطق
  93. Diverse متنوع - پراکنده
  94. During در طی
  95. Earlier در اوایل - زودتر
  96. Early- … mid- … late- اوایل ... اواسط ... اواخر
  97. Economic Boom رونق اقتصادی
  98. Economic Condition شرایط اقتصادی
  99. Economic embargo تحریم اقتصادی
  100. Economic growth رشد اقتصادی
  101. Economic Policy سیاست های اقتصادی
  102. Economic sanction جیره بندی اقتصادی
  103. Economic theory نظریه های اقتصادی
  104. Efficient à inefficient کارآمد ناکارآمد
  105. Eggs ages تخم مرغ سنین
  106. Elaborate استادانه درست شده
  107. Encourage تشویق کردن
  108. Encroachment تجاوز - تخلف
  109. Engineer مهندس
  110. Equitable à inequitable عادلانه نابرابر
  111. Especially به خصوص
  112. Establish ایجاد
  113. Estimate تخمین
  114. European اروپایی
  115. Ever since از زمانی که
  116. Example مثال
  117. Executive اجرایی
  118. Expensive گران
  119. Explosion انفجار
  120. Face with صورت با
  121. Facilities امکانات
  122. Factory کارخانه
  123. Fail / failure عدم موفقیت / شکست
  124. Famous معروف
  125. Farm / field مزرعه / زمین
  126. Feature خصیصه - ویژگی
  127. Figure شکل
  128. Finance / financial مالی / مالی
  129. Finance specialist متخصص مالی
  130. Flat صاف طبقه (ساختمان)
  131. Focus کانون
  132. Framework چارچوب
  133. Function تابع
  134. Further بیشتر
  135. Future بعدی
  136. Garden باغ
  137. Global condition شرایط جهانی
  138. Global warming گرم شدن کره زمین
  139. Government حکومت - دولت
  140. Gradual improvement بهبود تدریجی
  141. Gradual recognition شناخت تدریجی
  142. Gradual reduction کاهش تدریجی
  143. Gradual shift تغییر جهت تدریجی
  144. Grand scale مقیاس بزرگ
  145. Great Greet  بزرگ خوش آمد گویی
  146. Greek / Greece یونانی / یونان
  147. Greenhouse effect تاثیر گلخانه ای
  148. Greenhouse gases گازهای گلخانه ای
  149. Growth National Product رشد ملی محصولات
  150. Growth rate نرخ رشد
  151. Growth رشد
  152. Healthy à unhealthy سالم ناسالم
  153. Heavy burden بار سنگین
  154. Heavy traffic ترافیک سنگین
  155. Hence از این رو
  156. High / height بلند - بالا / ارتفاع
  157. High point نقطه اوج
  158. Highlight  قسمت برجسته یا روشن
  159. Hire اجاره یا اجیر کردن - استخدام
  160. Historian مورخ
  161. History / historic تاریخی  تاریخ - تاریخچه/
  162. House à housing خانه مسکن
  163. However گرچه - اما
  164. Huge گنده - کلان
  165. Hundred صد
  166. Important مهم
  167. Impressive موثر
  168. Improve بهبود بخشیدن
  169. In fact در واقع
  170. In front of در مقابل
  171. In general به طور کلی
  172. In short به طور خلاصه
  173. Include شامل بودن
  174. Increase افزایش
  175. Industrial development توسعه صنعتی
  176. Industrial Revolution انقلاب صنعتی
  177. Industrial صنعتی
  178. Institutions موسسات
  179. Integration ادغام
  180. Interpret تفسیر کردن
  181. Introduce معرفی
  182. Invader مهاجم
  183. Involve in دخالت در
  184. Keep out دور شدن
  185. Key issue موضوعات مهم - مباحث کلیدی
  186. Knock down با ضربت بزمین کوبیدن
  187. Land زمین - خشکی
  188. Large number تعداد زیادی
  189. Largely تا حد زیادی
  190. Last à lasted آخرین به طول انجامید
  191. Leading (adj) پیشرو (سازگار)
  192. Leave / left ترک / سمت چپ
  193. Life زندگی
  194. Limitation محدودیت
  195. Little / Less کوچک / کمتر
  196. Local government حکومت محلی
  197. Locate / Location تعیین محل / محل سکونت
  198. Main اصلی
  199. Maintenance نگهداری
  200. Major minor عمده جزئی
  201. Manage اداره کردن
  202. Manifestation ظهور
  203. Manufacture تولید
  204. Manufacturer سازنده
  205. Many - Some – Few – Several بسیاری از - برخی تعدا کمی - چندین
  206. Maps نقشه ها
  207. Mark علامت گذاری به عنوان
  208. Market = marketplace بازار = بازار
  209. Medieval قرون وسطی
  210. Meetings جلسات
  211. Mental conditions شرایط روانی
  212. Metropolitan متروپولیتن کلان شهر
  213. Middle Ages ادوار تاریک قرون وسطی
  214. Migration کوچ
  215. Modest فروتن نجیب میانه رو
  216. Monuments بناهای تاریخی
  217. Moreover علاوه بر این
  218. Mosque مسجد
  219. Municipal شهری - شهرداری
  220. National anthem سرود ملی
  221. National Celebration جشن ملی
  222. National Concern نگرانی ملی
  223. National Debt بدهی ملی
  224. National development توسعه ملی
  225. National Emblem نماد ملی
  226. National Hero قهرمان ملی
  227. National monument بنای یادبود ملی
  228. National Newspaper روزنامه ملی
  229. National park پارک ملی
  230. National strike اعتصاب ملی
  231. Nature / Natural طبیعت / طبیعی
  232. Nearby نزدیک
  233. Noisy پر سر و صدا
  234. Offer ارائه
  235. Open space فضای باز
  236. Operation عمل
  237. Opportunity فرصت
  238. Opposition مخالفت
  239. Orderly منظم   مرتب
  240. Organization سازمان
  241. Otherwise در غیر اینصورت - وگرنه
  242. Overcome غلبه بر
  243. Overload اضافه بار
  244. Owner à ownership  مالکیت مالک  
  245. Ozone layer لایه ازن
  246. Pace  سرعت - گام
  247. Part بخش - نقش
  248. Particular خاص
  249. People مردم
  250. Perhaps شاید
  251. Period دوره
  252. Physical فیزیکی
  253. Place à Palace محل کاخ
  254. Plans برنامه
  255. Play role نقش
  256. Playground زمین بازی
  257. Plaza میدان
  258. Please لطفا
  259. Pleasing / pleasant خشنود / دلپذیر
  260. Pleasure لذت
  261. Pollution / pollutant آلودگی / آلوده
  262. Population جمعیت
  263. Positive مثبت
  264. Post-war پس از جنگ
  265. Predict / prediction پیش بینی / پیش بینی
  266. Present-day در حال حاضر روز
  267. Prevent / prevention جلوگیری / پیشگیری
  268. Primary à primarily اولیه در درجه اول
  269. Prism منشور
  270. Private خصوصی
  271. Probably شاید
  272. Problem مشکل
  273. Process روند
  274. Produce محصول
  275. Product محصول
  276. Productive à unproductive تولیدی عقیم
  277. Projects پروژه
  278. Promote / promotion ارتقاء / ارتقاء
  279. Proper مناسب
  280. Properly Property املاک مناسب
  281. Proposed مطرح
  282. Protective walls دیوارهای محافظ
  283. Provide à provision  فراهم  ساختنارائه
  284. Public Amenities دستشویی های عمومی
  285. Public عمومی - همگانی
  286. Purpose propose  پیشنهاد دادن هدف
  287. Put aside = Set aside کنار گذاشتن
  288. Quality / quantity کمی / کیفی
  289. Range محدوده
  290. Rapid à Rapidly سریع به سرعت
  291. Rapid growth رشد سریع
  292. Rather than به جای
  293. Reach Rich رسیدن غنی
  294. Real Estate املاک و مستغلات
  295. Rebuild بازسازی
  296. Recent / recently  اخیرا / اخیر
  297. Recreation areas مناطق تفریحی
  298. Recreation تفریح
  299. Reflect منعکس کردن
  300. Regional منطقه ای
  301. Regular / regulate به طور منظم / تنظیم کردن
  302. Religion دین
  303. Rely à reliance تکیه اتکای
  304. Rely on تکیه بر چیزی کردن
  305. Remain à remaining ماندن باقی مانده
  306. Remedy درمان
  307. Renaissance رنسانس
  308. Renewal / Renewed نوسازی / تجدید
  309. Residential مسکونی
  310. Responsible / responsibility مسئول / مسئولیت
  311. Revolution انقلاب
  312. Rise بالا رفتن
  313. Risks خطرات
  314. Road traffic ترافیک جاده
  315. Run-down housing خانه های مخروبه
  316. Run-down مندرس
  317. Safety ایمنی
  318. Sanitary à Unsanitary بهداشتی غیر بهداشتی
  319. Section بخش
  320. Secure ایمن
  321. Separate جداگانه جدا کردن
  322. Service station ایستگاه بنزین گیری و تعمیرگاه
  323. Severe = serious شدید = جدی
  324. Shortage کمبود
  325. Shrine زیارتگاه - امامزاده
  326. Skyscrapers آسمان خراش ها
  327. Slum خیابان پر جمعیت
  328. Smallest کوچکترین
  329. Social / society اجتماعی / جامعه
  330. Social reformer اصلاح طلب اجتماعی
  331. Solution / Solve حل کردن / راه حل
  332. Some cases در برخی موارد
  333. soul  جان
  334. Space management مدیریت فضا
  335. Specific خاص
  336. Stadium ورزشگاه
  337. Stand ایستادن
  338. Steady growth رشد ثابت
  339. Stood ایستاده بود
  340. Strategy استراتژی
  341. Substantial قابل توجه
  342. Success / successful موفقیت / موفق
  343. Suggest پیشنهاد
  344. Sunshine نور افتاب
  345. Surrounding محیط اطراف - جوانب
  346. Synagogue کنیسه
  347. Systematic اصولی
  348. Tackle دست و پنجه نرم کردن - مقابله با
  349. Take steps برداشتن قدم های
  350. Task کار
  351. Temple معبد
  352. Theory نظریه
  353. Thereby بدان وسیله
  354. Therefore از این رو
  355. Therein در آن
  356. Third world جهان سوم
  357. Thousand هزار
  358. Threshold آستانه
  359. Time management مدیریت زمان
  360. Toward(s) به سوی (بازدید کنندگان)
  361. Town شهر
  362. Trace ردیابی کردن جای پا - اثر
  363. Trade تجارت
  364. Traditional مرسوم - سنتی
  365. Transport = transportation حمل و نقل =  حمل و نقل
  366. Trend گرایش
  367. Truth حقیقت
  368. Turning point عطف
  369. Uncertainty تردید
  370. Urban area منطقه شهری
  371. Urban centers مراکز شهری
  372. Urban district منطقه شهری
  373. Urban expansion توسعه شهری
  374. Urban life زندگی شهری
  375. Urban management مدیریت شهری
  376. Urban planning برنامه ریزی شهری
  377. Urban renewal نوسازی شهری
  378. Urbanization شهری سازی
  379. Usual à usually معمول معمولا
  380. Utility / Utilize ابزار / استفاده از
  381. Variety / Various تنوع / مختلف
  382. Village life زندگی روستایی
  383. Walls دیوار
  384. Warehouse مخزن
  385. Warming Warning گرمایش هشدار
  386. Water supply تامین آب
  387. Welfare رفاه
  388. Who / whose چه کسی / مال چه کسی
  389. Wide وسیع
  390. Work کار
  391. Worse à worsen بدتر بدتر
  392. Worship Warship  پرستش  کشتی جنگی
  393. Zoning law منطقه بندی قانون
  394. Zoning منطقه بندی

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 22:14 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

Word Study

Vocabularies and Terms

لغات و واژه های مفید ویژه رشته طراحی پارچه و لباس = آمادگی برای آزمون پایانی

  1. Absorb جذب کردن
  2. Absorbent جاذب
  3. Accept پذیرفتن
  4. Achieve رسیدن
  5. Adult بالغ - بزرگسال
  6. Afford استطاعت
  7. Anorak نوعی ژاکت باشلق دار مخصوص نواحی قطبی
  8. Apparel پوشاک
  9. Approach رویکرد
  10. Architecture معماری
  11. Art هنر
  12. Artificial مصنوعی
  13. Artistic هنرمندانه
  14. Artwork آثار هنری
  15. Attractive جالب
  16. Bathrobe کت حوله لباس حمام -
  17. Beauty زیبایی
  18. Belt کمربند
  19. Bikini لباس شنای زنانه دوتکه
  20. Blanket پتو
  21. Blouse بلوز
  22. Blue-jeans جین - شلوار آبی
  23. Blur تیرگی - کدر
  24. Bonnet کلاه سر گذاشتن
  25. Boots چکمه
  26. Bottom پایین - ته
  27. Bra سینه بند
  28. Braid بهم تابیدن و بافتن = گیس
  29. Breast (pocket) جیب بغل
  30. Button دکمه
  31. Cap کلاه
  32. Casual اتفاقی – لباس غیر رسمی
  33. Children’s Department بخش کودکان
  34. Closed loop حلقه بسته
  35. Closet گنجه
  36. Cloth پارچه
  37. Clothe پوشاندن – لباس پوشیدن
  38. Clothesline طناب رخت
  39. Clothespin گیرهای که با ان لباس هارا روی بند نگهمیدارند
  40. Clothing لباس
  41. Clothing store فروشگاه پوشاک
  42. Coarse درشت – خشن - زبر
  43. Coat کت
  44. Collar یقه
  45. Color رنگ
  46. Comfortable راحت
  47. Common مشترک – عمومی - عادی
  48. Compare مقایسه کردن
  49. Competition رقابت
  50. Costly گران
  51. Costume لباس (هنرپیشگی)
  52. Cotton پنبه
  53. Crafts صنایع
  54. Cravat کراوات
  55. Dark تاریک –رنگ تیره
  56. Delicate ظریف - نازک
  57. Denims Jeans شلوار جین Denims
  58. Department store فروشگاه چند بخشی
  59. Dependence وابستگی
  60. Design طرح
  61. Different مختلف
  62. Dinner dress لباس شام
  63. Distinguish تمیز دادن
  64. Double bed تخت دو نفره
  65. Draft پیش نویس
  66. Draw قرعه کشی / کشیدن/ ترسیم
  67. Drawing رسم - نقاشی
  68. Dressmaker خیاط زنانه
  69. Durable بادوام
  70. Elaborate استادانه درست شده
  71. Element عنصر
  72. Embroidery قلاب دوزی
  73. Enjoy لذت بردن
  74. Except جز – به استثنای
  75. Experienced با تجربه
  76. Expert متخصص
  77. Expression بیان – اظهار - اصطلاح
  78. Fabric پارچه
  79. Factory کارخانه
  80. Famous معروف
  81. Fashion روش
  82. Female زن مونث -
  83. Fiber فیبر - رشته
  84. Fine خوب – ظریف - نرم
  85. Firm شرکت تجاری
  86. Flat صاف
  87. Flimsy شل و ول – خیلی نازک و خشک
  88. Forbidden ممنوع
  89. Formal رسمی
  90. Fresh تازه
  91. Front (pocket) جیب رو (جلو)
  92. Fur coat پوستین کت خز -
  93. Garments پوشاک
  94. Generous بخشنده سخاوتمند
  95. Gorgeous زرق و برق دار – زیبا باشکوه
  96. Hair decoration دکوراسیون مو
  97. Hairpin سنجاق (موی) سر
  98. Handkerchief دستمال
  99. Handsome خوش تیپ – مرد خوش اندام
  100. Hat کلاه
  101. Headdress آرایش مو
  102. Headgear روسری
  103. Hood کاپوت ماشین – کلاه
  104. Horizontal افقی
  105. However اما - گرچه
  106. Illustrate نشان دادن
  107. Illustration تصویر – مصور - تشریح
  108. Imitate تقلید کردن
  109. Independent مستقل
  110. Inset (pocket) جیب داخلی (از تو)
  111. Interest علاقه – بهره پول– سود بانکی
  112. Intersect از وسط قطع کردن
  113. Jeans شلوار جین
  114. Jerkin نیمتنه چرمی
  115. Jumper بلوز
  116. Kilt دامن مردانه
  117. King-size bed بزرگترین سایز تخت دونفره
  118. Knee-length socks جوراب تا زانو
  119. Knitted dress لباس بافتنی
  120. Knot گره
  121. Lace توری
  122. Lacework تور دوزی
  123. Lady’s Department بخش بانوان
  124. Leather چرم
  125. Leather bag کیف چرمی
  126. Leather gloves دستکش چرمی
  127. Leather jacket کت چرمی
  128. Leather shoes کفش چرمی
  129. Leggings ساق
  130. Light نور - سبک
  131. Linen پارچه کتانی
  132. Lining لنت – لایی لباس - آستر
  133. Long skirt دامن بلند
  134. Long-sleeve آستین بلند
  135. Loop حلقه
  136. Loose شل – لباس گشاد
  137. Male مردانه - مذکر
  138. Manufacturer سازنده
  139. Master استاد
  140. Material ماده
  141. Men’s Department بخش مردان
  142. Mesh مش
  143. Mini-skirt دامن کوتاه
  144. Mink jacket کت سمور یا راسو
  145. Minor خردسال
  146. Mirror آینه
  147. Narrow باریک
  148. Natural طبیعی
  149. Neat شسته و رفته - تمیز
  150. Neckerchief دستمال گردن
  151. Needle سوزن
  152. Needlepoint نوک سوزن
  153. Needlework گل دوزی
  154. Nightgown لباس شب
  155. Not نه - خیر
  156. Note یادداشت
  157. Nut آجیل
  158. Obvious واضح - آشکار
  159. Ornament زینت
  160. Ornamental زینتی - تزییناتی
  161. Outfit ساز و برگ – ست لباس کامل
  162. Outlet پریز برق – مکان فروش
  163. Overall رویهمرفته – لباس رو
  164. Overcoat پالتو
  165. Painting نقاشی
  166. Pajamas لباس خواب- پاجامه
  167. Panties شورت دخترانه
  168. Pantyhose جوراب شلواری
  169. Parallel موازی
  170. Particularly به خصوص – به ویژه
  171. Patch (pocket) جیب از رو دوخته شده
  172. Pattern الگو
  173. Permitted مجاز
  174. Perpendicular عمود
  175. Pillow بالش
  176. Plain ساده
  177. Pleasing خوش
  178. Pleasure لذت
  179. Popular محبوب - متداول
  180. Preliminary مقدماتی
  181. Prepare آماده
  182. Pretty قشنگ
  183. Primarily در ابتدا
  184. Public عمومی
  185. Pullover پیراهن کشباف ورزشی
  186. Pure خالص
  187. Purpose هدف
  188. Qualified واجد شرایط
  189. Quality کیفیت
  190. Quilt لحاف
  191. Rags ژنده پوش – پارچه کهنه
  192. Raincoat بارانی – لباس ضد آب
  193. Raw material مواد اولیه
  194. Rayon ابریشم مصنوعی
  195. Retail خرده فروشی
  196. Reverse collar یقه برگردان
  197. Rich غنی - ثروتمند
  198. Rough خشن
  199. Rugs فرش - قالیچه
  200. Scarf روسری
  201. Scissors قیچی
  202. Sculpture مجسمه (سازی)
  203. Seam درز
  204. Seem به نظر رسیدن
  205. Separate جداگانه
  206. Sewing دوزندگی
  207. Sewing kit کیت چرخ خیاطی
  208. Sewing machine ماشین دوزندگی
  209. Shade سایه
  210. Shading سایه کاری
  211. Sharp تیز – شیک پوش
  212. Shawl شال
  213. Shirt پیراهن
  214. Shop مغازه - دکان
  215. Short کوتاه - شلوارک
  216. Short-sleeve آستین کوتاه
  217. Silk ابریشم
  218. Similar مشابه
  219. Single bed تخت یک نفره
  220. Sketch طرح اولیه – پیش نویس
  221. Skillful ماهر
  222. Skirt دامن
  223. Slacks شلوار کار – شلوار راحتی
  224. Sleeve آستین
  225. Slipper کفش راحت – دم پایی
  226. Sneaker کفش کتانی
  227. Socks جوراب
  228. Soft نرم
  229. Special ویژه
  230. Specialist متخصص
  231. Specific خاص
  232. Spin چرخش - تابیدن
  233. Sport jacket ژاکت ورزشی – کت تک
  234. Spot نقطه
  235. Stain لکه
  236. Steal سرقت - دزدیدن
  237. Still هنوز
  238. Stitch کوک
  239. Store فروشگاه
  240. Stretch بسط
  241. Style سبک
  242. Stylish شیک
  243. Sunglasses عینک آفتابی
  244. Sun-hat کلاه آفتابی
  245. Surface سطح
  246. Sweater ژاکت نازک – عرق گیر
  247. Swim شنا کردن
  248. Swimsuit لباس شنا
  249. Swimwear لباس شنا
  250. Tailor خیاط
  251. Teenagers نوجوانان
  252. Textile پارچه
  253. Textile industry صنعت نساجی
  254. Thick ضخیم
  255. Tie = Necktie کراوات کراوات
  256. Thin نازک
  257. Thread نخ
  258. Threat تهدید
  259. Three dimensional سه بعدی
  260. Three-piece suit کت و شلوار سه تکه
  261. Tight لباس) تنگ )
  262. Tights جوراب شلواری
  263. Tongue زبان
  264. Trace رد پا – دنبال کردن
  265. Trousers شلوار (رسمی)
  266. T-shirt تی شرت
  267. Turban عمامه
  268. Twin set مجموعه دوقلو – تخت دونفره
  269. Two-piece suit کت و شلوار دو تکه
  270. Ugly زشت
  271. Uncomfortable ناراحت
  272. Uniform یکسان – لباس فرم
  273. Veil حجاب – چادر - روسری
  274. Vertical عمودی
  275. Vest جلیقه
  276. Visual بصری
  277. V-neck یقه هفت
  278. Waist دور کمر
  279. Waistcoat جلیقه کمری
  280. Wallet کیف پول
  281. Weave بافتن
  282. White سفید
  283. Wide وسیع
  284. Winter dress لباس زمستانی
  285. Wool پشم
  286. Woolen پشمی
  287. Woven بافته شده
  288. Wrap دور چیزی پیچیدن
  289. Wrap around بسته بندی – کادو پیچ کردن
  290. Wrinkle-free عاری از چین و چروک
  291. Wrinkles چین و چروک
  292. Yarn الیاف
  293. Young = Youth جوان
  294. Zip=Zipper=Zip fastener زیپ

 

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 22:11 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

Spring 1392, Final Exam WORD STUDY -- استاد شریعت پناهی واژه برای آمادگی آزمون پایانی زبان 1 و 2 مد
  1. A difficult situation (وضعیت دشوار)
  2. A little (قدری - کمی)
  3. A long time (زمان طولانی)
  4. A type of (نوعی از)
  5. Acceptable قابل قبول
  6. Access دسترس Assess ارزیابی کردن
  7. Accessible (قابل دسترسی)
  8. According to (بر حسب - بر طبق)
  9. Accounting information (اطلاعات حسابداری)
  10. Accounting period (دوره حسابداری)
  11. Accumulated savings پس انداز انباشته
  12. Accurate account (حساب صحیح و دقیق)
  13. Acknowledge اذعان - اعتراف
  14. Acquire (کسب کردن / بدست آوردن)        
  15. Activity (فعالیت)
  16. Advertisement تبلیغات
  17. Advise نصیحت کردن à Advisable قابل توصیه صلاح
  18. Afford (استطاعت داشتن)
  19. Airline reservation رزرو هواپیمایی
  20. All of the above (همه موارد فوق)
  21. Ambitious جاه طلب
  22. Analyzer(تحلیل گر)
  23. Appear به نظر رسیدن
  24. Apprentice شاگرد - کارآموز
  25. Are not satisfied راضی نیست
  26. Arranged مرتب
  27. Ask (خواهش / سوال کردن - پرسیدن)
  28. Assembly line (خط مونتاژ)
  29. Assignments تکالیف
  30. At work (سر کار - هنگام کار)
  31. Attorney وکیل
  32. Automated Teller Machines (ATM) دستگاه خود پرداز
  33. Automatically(بطور خودکار)                  
  34. Available موجود
  35. Avoid            (اجتناب کردن)
  36. Back pain (درد کمر)
  37. Bank reconciliation (برطرف کردن) مغایرت بانکی
  38. Bank teller باجه دار بانک
  39. Banking transactions معاملات بانکی
  40. Beginner مبتدی
  41. Better performance عملکرد بهتر
  42. Bill لایحه نک پرنده اسکناس - صورتحساب
  43. Bookkeeper (دفتر دار - حسابدار)
  44. Box (جعبه - صندوق) 
  45. Budget (بودجه)
  46. Bus-driver راننده اتوبوس
  47. Can cause (میتواند باعث شود)
  48. Cannot afford از عهده پرداخت برنیامدن
  49. Capital (سرمایه - پایتخت - حرف بزرگ)
  50. Card (کارت) Cart (ارابه - چرخک)
  51. Career شغل مادام العمر
  52. Carpenter نجار
  53. Cash on hand پول نقد در دست
  54. Cash register صندوق پول شمار
  55. Cease توقف از کار ماندن - ایست
  56. Chain of command (سلسله مراتب)
  57. Challenge چالش به چالش کشیدن
  58. Check (کنترل کردن - چک بانکی)
  59. Checking account (حساب جاری)
  60. Close (نزدیک - بستن)
  61. Coin سکه
  62. Compensate (جبران کردن)
  63. Consciously ≠ unconsciously آگاهانه   ناخودآگاه
  64. Consequently در نتیجه - عاقبت
  65. Considerate  (با ملاحظه)
  66. Consistently به طور مداوم
  67. Consultant(مشاور)
  68. Contribute کمک (معنوی) - اعانه
  69. Cooperate (همکاری - معاونت)
  70. Coordinate (هم آهنگ کردن)
  71. Correct (تصحیح کردن)
  72. Correct ≠ incorrect اشتباه صحیح
  73. Creative خلاق - مبتکر
  74. Credit cards کارت های اعتباری
  75. Credit (اعتبار - (ستون) بستانکار)
  76. Criteria ضوابط
  77. Cry (گریه کردن - فریاد زدن)
  78. Currency پول رایج
  79. Day after day  (هر روزه - همه روزه)
  80. Deadline ضرب الاجل آخرین مهلت
  81. Decision (تصمیم)
  82. Delegate نماینده اعزام کردن محول کردن
  83. Delivery تحویل
  84. Demand تقاضا
  85. Dependent وابسته
  86. Deposit account (حساب پس انداز)
  87. Deposit سپرده (گذاری کردن)
  88. Detailed (دارای جزئیات - مفصل)               
  89. Determine مشخص / تعیین کردن
  90. Devotion از خود گذشتگی فداکاری
  91. Different (متفاوت)
  92. Disappoint (مایوس / نومید کردن)
  93. Disbursement پرداخت (وجه)
  94. Discomfort (ناراحتی - سختی)
  95. Disconnect (قطع - قطع کردن / شدن)
  96. Disqualify (واجد شرایط نبودن - رد صلاحیت)
  97. Disrespect (بی احترامی)
  98. Dormitory خوابگاه
  99. Drawer (کشو ی میز)         
  100. Durable goods کالاهای دیرپای اجناس با دوام
  101. Duty (وظیفه)
  102. Dynamic پویا فعال در جوش و خروش
  103. Eagerness اشتیاق
  104. Earn (کسب کردن)
  105. Economic (اقتصادی - مربوط به اقتصاد)
  106. Efforts تلاش
  107. Emergency اضطراری
  108. Employment Agency (آژانس کاریابی)
  109. Employment استخدام بکارگیری
  110. Encourage others تشویق دیگران
  111. Evaluate (ارزیابی - ارزشیابی کردن)
  112. Exactly کاملا - دقیقا
  113. Exchange (مبادله / تعویض کردن)
  114. Expect انتظار داشتن
  115. Expenditures = expenses مخارج = هزینه ها
  116. Expertise تخصص - مهارت
  117. Extraordinary فوق العاده
  118. Fail شکست خوردن
  119. Farm (مزرعه - باغ)
  120. Fast (سریع)
  121. Fatigue (خستگی مفرط / کوفتگی)
  122. Fee هزینه - کارمزد
  123. Feel good احساس خوبی داشتن
  124. Fewer (تعدادی کمتر)
  125. Financially (از نظر مالی)
  126. Firmlyبطور محکم و قاطع   Formally رسما
  127. Folly حماقت - نادانی
  128. Frequent duties وظایف مکرر
  129. Funds transfer انتقال وجوه
  130. General principles اصول عمومی
  131. Go into debt (به قرض افتادن)
  132. Good objective هدف خوب
  133. Gratify خشنود و راضی کردن
  134. Groceries مواد غذایی
  135. Grow up (رشد کردن - بزرگ شدن)
  136. Harm (صدمه - آسیب)
  137. Have perseverance پشتکار داشتن
  138. Head Office (دفتر مرکزی)
  139. Heading سربرگ
  140. Headline (تیتر خبری)
  141. Headquarter (دفتر اصلی - دفتر مرکزی)
  142. Health insurance (بیمه درمانی)
  143. Heavy Industries (صنایع سنگین)
  144. Hobby سرگرمی
  145. Honesty صداقت
  146. Household appliances (وسایل برقی منزل)
  147. Imitate (تقلید کردن)        
  148. Immediately بلافاصله
  149. In addition to علاوه بر
  150. In charge of مسئول (کاری بودن) - متصدی
  151. In order to (برای اینکه - بمنظور آنکه)
  152. Income (درآمد)
  153. Inherited به ارث برده
  154. Injury (آسیب - صدمه)
  155. Innovation نوآوری
  156. Integrity تمامیت درستی سلامت
  157. Intellectual activities فعالیت های فکری
  158. Interest rate نرخ بهره
  159. Interested علاقمند
  160. Intimate (محرمانه - خصوصی - شخصی)      
  161. Inventory فهرست موجودی انبار
  162. Invest wisely (عاقلانه سرمایه گذاری کردن)
  163. Invoices فاکتورها - صورتحساب
  164. Isolated area (محله دور افتاده / تک افتاده)
  165. Jealousy (حسادت)
  166. Job description(شرح شغل)
  167. Job rotation (گردش یا چرخش شغلی)
  168. Job security (امنیت شغلی)
  169. Job specification (ویژگی شغلی)
  170. Job title (عنوان شغلی)
  171. Joint account (حساب مشترک)
  172. Joint venture (سرمایه گذاری مشترک)
  173. Journalist (روزنامه نگار)
  174. Judge (قاضی - قضاوت کردن)
  175. Judgment (قضاوت)
  176. Justice (عدالت)
  177. Justification توجیه - استدلال کردن
  178. Keep in mind (به خاطر بسپارید)
  179. Labor force (نیروی کار - کارگران)
  180. Labor union (اتحادیه کارگری)
  181. Land (زمین ملک - خشکی)
  182. Lead into منجر به
  183. Leadership (رهبری)
  184. Learn (آموختن یاد گرفتن)
  185. Least (کمترین)       
  186. Life insurance بیمه عمر
  187. Like (دوست داشتن شبیه ...)
  188. Look around به اطراف نگاه کن
  189. Lose (باختن - از دست دادن - گم کردن)
  190. Loyalty وفاداری
  191. Madly (دیوانه وار)
  192. Major (اصلی - عمده - مهم)
  193. Make sure اطمینان حاصل کنید که
  194. Maker (سازنده)
  195. Makes mistakes اشتباه میکند
  196. Management (مدیریت)
  197. Managers (مدیران)
  198. Market share (سهام بازاری)
  199. Marketing strategy (ترفند بازاریابی)
  200. Marriage ceremony مراسم/ تشریفات ازدواج
  201. Mass production (تولید انبوه)
  202. Match with someone با کسی رقابت کردن
  203. Maximum (حد اکثر - بیشترین)
  204. Merits محاسن سجایای اخلاقی
  205. Metal money = coin  پول فلزی -  سکه
  206. Minimum (حد اقل - کمترین)      
  207. Monetary (پولی - مالی)
  208. Moral اخلاقی
  209. More likely به احتمال بیشتر
  210. Motivate / motivation انگیزه دادن / انگیزه
  211. Mutual benefit (سود دو جانبه / نفع مشترک)
  212. National ملی
  213. Naturally به طور طبیعی
  214. Necessary ضروری / Necessity   نیاز
  215. Obtain (کسب کردن / بدست آوردن)
  216. Obviously بدیهی است
  217. Occupation اشغال - اشتغال
  218. Office clerk منشی دفتر
  219. On regular basis (بطور منظم)
  220. Opportunity فرصت
  221. Organize سازمان دادن
  222. Output تولید - خروجی
  223. Paper money پول کاغذی - اسکناس
  224. Participants شرکت کنندگان
  225. Paycheck چک حقوقی
  226. Payday روز پرداخت حقوق (آخر ماه)
  227. Payee دریافت کننده پول (گیرنده چک)
  228. Personal (شخصی - محرمانه)          
  229. Petty cash fund (وجه تنخواه گردان)
  230. Pleasure لذت
  231. Poor job performance عملکرد ضعیف شغلی
  232. Positive attitude نگرش مثبت
  233. Possess (مالک بودن) à Possession (مالکیت)
  234. Potential پتانسیل استعداد نهفته
  235. Preview پیش نمایش   Review(مرور)
  236. Principle (اصل)
  237. Probably شاید - احتمالا
  238. Procedure روش دستورالعمل طریقه
  239. Process (فرایند - مرحله)
  240. Produce (تولید کردن - محصول - تره بار)
  241. Producer (تولید کننده)
  242. Production line (خط مونتاژ یا تولید)
  243. Production (تولید - ساخت)
  244. Profession حرفه شغل دارای تخصص
  245. Professor (پروفسور - استاد دانشگاه)      
  246. Profit (منفعت - سود) Prophet (پیامبر)
  247. Progress (پیشرفت - ترقی)           
  248. Promotion (ترفیع)
  249. Protect محافظت کردن
  250. Purchase (خرید - خرید کردن)
  251. Purchase orders (PO) دستور خرید
  252. Qualify (واجد شرایط بودن) / Quality (کیفیت)
  253. Quality and quantity کیفیت و کمیت
  254. Quickly (به سرعت) Quietly (به آرامی - ساکت)
  255. Rapidly (بسرعت)
  256. Raw material (مواد خام)
  257. Reach (رسیدن به چیزی / به جایی)
  258. Real estate املاک و مستغلات
  259. Realize تحقق بخشیدن
  260. Really (واقعا)
  261. Reasonable معقول - منطقی
  262. Recruitment  گزینش Requirement لزوم - نیاز
  263. Refuse رد کردن -  امتناع کردن
  264. Relationship ارتباط - نسبت
  265. Retailers خرده فروشان
  266. Retire کناره گیری کردن à retirement بازنشستگی
  267. Retired person شخص بازنشسته
  268. Reward پاداش
  269. Rich (ثروتمند)
  270. Savings account (حساب پس انداز)
  271. Savings interest (بهره حساب پس انداز)
  272. Service industry (صنایع یا صنف خدماتی)
  273. Service provider (ارائه دهنده خدمات)
  274. Signed امضاء شده
  275. Significance اهمیت
  276. Simple or complex ساده و یا پیچیده
  277. Social security tax مالیات تآمین اجتماعی
  278. Solution (راه حل - محلول)
  279. Soon (به زودی)
  280. Speaker گوینده بلندگو
  281. Specialist (متخصص)
  282. Specially (به ویژه)
  283. Speech (گفتار - سخنرانی)
  284. Speedy (تند- سریع)          
  285. Spend (صرف کردن / خرج کردن)
  286. Spend less کمتر خرج کنید
  287. Study (مطالعه کردن)          
  288. Succeed موفق شدن
  289. Sufficient money پول کافی
  290. Summarize خلاصه کردن
  291. Supply and demand عرضه و تقاضا
  292. Suspicious people افراد مظنون / مشکوک
  293. Sweetheart (نازنین - بسیار عزیز)
  294. Teach (آموزش دادن - تدریس)
  295. Tendency گرایش - تمایل
  296. The lowest price پایین ترین بها نازلترین قیمت
  297. Threat / threaten تهدید /تهدید کردن
  298. Thrifty person شخص صرفه جو
  299. Train (قطار - تربیت کردن)
  300. Trainee کارآموز
  301. Transfer انتقال (یافتن / دادن)
  302. Transportation حمل و نقل - ترابری
  303. Trivial پیش پا افتاده - ناچیز
  304. Tuition شهریه
  305. Unable ناتوان / قادر نبودن
  306. Unauthorized persons افراد غیر مجاز
  307. Unconsciously (ناخودآگاه - بدون اراده)           
  308. Unemployed بی کار فاقد شغل
  309. University degree (مدرک دانشگاهی)
  310. Unless مگر
  311. Unlike (مغایر با - مخالف)
  312. Unlikely (غیر محتمل - امکان ضعیف)
  313. Unlucky (بد شانس - بد اقبال)
  314. Until (تا - تا زمانیکه)
  315. Unwanted items (اقلام غیر ضروری)
  316. Unwanted ناخواسته
  317. Unwillingly            (از روی بی میلی)                  
  318. Vacant position محل شغلی خالی
  319. Value (ارزش- بها دادن)    
  320. Vehicles وسایل نقلیه - خودروها
  321. Very cautious خیلی محتاط
  322. Victory or defeat پیروزی یا شکست
  323. Viewer (تماشاگر)
  324. Viewpoint (نقطه نظر)
  325. Wages مزد - دستمزد
  326. Wealth ثروت
  327. Wedding عروسی
  328. What lies ahead?  (چه در پیش روی داریم؟)
  329. Whatever (آنچه که)
  330. Wise ≠ unwise عاقلانه غیر عاقلانه
  331. Work in process (کار در حال انجام)
  332. Work place محل کار
  333. Worthy goals (اهداف با ارزش)
  334. Worthy شایسته با ارزش
  335. Written نوشتاری - مکتوب

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 22:3 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

واژه های فوق العاده ضروری برای آمادگی آزمون پایانی زبان تخصصی 3 و 4 ویژه دانشجویان فاران = بهار 1392
  1. Affect اثر
  2. Agency نمایندگی
  3. Allow اجازه دادن
  4. Along همراه  در طول
  5. Among / between در میان / بین
  6. Ancient کهن
  7. Annual growth رشد سالانه
  8. Appear به نظر می رسد
  9. Approaches رویکردهای
  10. B.C. / A.D. قبل از میلاد / بعد از میلاد مسیح
  11. Based on بر اساس
  12. Begin – Began – begun شروع شروع شده است
  13. Beginning شروع آغاز و ابتدا
  14. Believe باور
  15. Below در زیر
  16. Benefits مزایا استفاده ها
  17. Built ساخته
  18. Busy مشغول
  19. By law طبق قانون
  20. By-product محصول فرعی
  21. Carry out انجام دادن
  22. Cheap ارزان
  23. Choice انتخاب
  24. Choose انتخاب کردن
  25. Comfortable راحت
  26. Commercial تجاری
  27. Commission کمیسیون
  28. Communities جوامع
  29. Community انجمن
  30. Connection ارتباط
  31. Consist شامل
  32. Contain شامل
  33. Contribution سهم
  34. Correct صحیح (کردن)
  35. Create ساختن
  36. Deal with مقابله با سر و کار داشتن با
  37. Decrease کاهش
  38. Define / definition تعریف کردن / تعریف
  39. Dense / Density انبوه / تراکم
  40. Design / designer طراحی / طراح
  41. Develop / development توسعه دادن / توسعه
  42. Developing countries کشورهای در حال توسعه
  43. Difficulty مشکل
  44. Distribute / distribution پخش کردن / توزیع
  45. Districts مناطق
  46. Diverse متنوع - پراکنده
  47. During در طی
  48. Earlier در اوایل - زودتر
  49. Early- … mid- … late- اوایل ... اواسط ... اواخر
  50. Economic Boom رونق اقتصادی
  51. Economic Condition شرایط اقتصادی
  52. Economic embargo تحریم اقتصادی
  53. Economic growth رشد اقتصادی
  54. Economic Policy سیاست های اقتصادی
  55. Economic sanction جیره بندی اقتصادی
  56. Economic theory نظریه های اقتصادی
  57. Efficient à inefficient کارآمد ناکارآمد
  58. Equitable à inequitable عادلانه نابرابر
  59. Especially به خصوص
  60. Establish ایجاد
  61. Estimate تخمین
  62. European اروپایی
  63. Executive اجرایی
  64. Expensive گران
  65. Facilities امکانات
  66. Factory کارخانه
  67. Fail / failure عدم موفقیت / شکست
  68. Famous معروف
  69. Farm / field مزرعه / زمین
  70. Feature خصیصه - ویژگی
  71. Figure شکل
  72. Finance / financial مالی / مالی
  73. Finance specialist متخصص مالی
  74. Future بعد - آینده
  75. Government حکومت - دولت
  76. Gradual improvement بهبود تدریجی
  77. Gradual reduction کاهش تدریجی
  78. Grand scale مقیاس بزرگ
  79. Growth National Product رشد ملی محصولات
  80. Growth rate نرخ رشد
  81. Growth رشد
  82. Healthy à unhealthy سالم ناسالم
  83. Heavy burden بار سنگین
  84. Heavy traffic ترافیک سنگین
  85. Hence از این رو
  86. High / height بلند - بالا / ارتفاع
  87. High point نقطه اوج
  88. Highlight  قسمت برجسته یا روشن
  89. Hire اجاره یا اجیر کردن - استخدام
  90. History / historic تاریخی  تاریخ - تاریخچه/
  91. However گرچه - اما
  92. Huge گنده - کلان
  93. Hundred صد
  94. Important مهم
  95. Impressive موثر
  96. Improve بهبود بخشیدن
  97. In fact در واقع
  98. In front of در مقابل
  99. In general به طور کلی
  100. In short به طور خلاصه
  101. Include شامل بودن
  102. Increase افزایش
  103. Industrial development توسعه صنعتی
  104. Industrial Revolution انقلاب صنعتی
  105. Industrial صنعتی
  106. Introduction معرفی - مقدمه
  107. Involve in دخالت در
  108. Land زمین - خشکی
  109. Large number تعداد زیادی
  110. Largely تا حد زیادی
  111. Last à lasted آخرین به طول انجامید
  112. Leading (adj) پیشرو (سازگار)
  113. Leave / left ترک / سمت چپ
  114. Life زندگی
  115. Limitation محدودیت
  116. Little / Less کوچک / کمتر
  117. Local government حکومت محلی
  118. Locate / Location تعیین محل / محل سکونت
  119. Main اصلی
  120. Maintenance نگهداری
  121. Major minor عمده جزئی
  122. Manage اداره کردن
  123. Manifestation ظهور
  124. Manufacture تولید
  125. Manufacturer سازنده
  126. Mark علامت گذاری نشان (تجاری)
  127. Market = marketplace بازار = بازارچه
  128. Medieval قرون وسطی
  129. Meetings جلسات
  130. Middle Ages ادوار تاریک قرون وسطی
  131. Migration کوچ - مهاجرت
  132. Modest فروتن نجیب میانه رو
  133. Moreover علاوه بر این
  134. Nature / Natural طبیعت / طبیعی
  135. Nearby نزدیک
  136. Noisy پر سر و صدا
  137. Offer ارائه
  138. Open space فضای باز
  139. Operation عمل
  140. Opportunity فرصت
  141. Opposition مخالفت
  142. Orderly منظم   مرتب
  143. Organization سازمان
  144. Otherwise در غیر اینصورت - وگرنه
  145. Overcome غلبه بر
  146. Owner à ownership  مالکیت مالک  
  147. Part بخش - نقش
  148. Particular خاص
  149. People مردم
  150. Perhaps شاید
  151. Period دوره
  152. Play role نقش
  153. Playground زمین بازی
  154. Pleasure لذت
  155. Pollution / pollutant آلودگی / آلوده
  156. Population جمعیت
  157. Positive مثبت
  158. Post-war دوران بعد از جنگ - پس از جنگ
  159. Private خصوصی
  160. Probably شاید
  161. Problem مشکل
  162. Process روند
  163. Produce تره بار تولید کردن
  164. Product محصول
  165. Productive à unproductive تولیدی عقیم
  166. Projects پروژه
  167. Promote / promotion ارتقاء / ترفیع دادن
  168. Proper مناسب
  169. Properly Property املاک مناسب
  170. Proposed  پیشنهاد شده - مطرح
  171. Protective walls دیوارهای محافظ
  172. Provide à provision  فراهم  ساختنارائه
  173. Public عمومی - همگانی
  174. Purpose propose  پیشنهاد دادن هدف
  175. Put aside = Set aside کنار گذاشتن
  176. Quality / quantity کمی / کیفی
  177. Range محدوده
  178. Rapid à Rapidly سریع به سرعت
  179. Rapid growth رشد سریع
  180. Rather than به جای
  181. Rely on تکیه بر چیزی کردن
  182. Responsible / responsibility مسئول / مسئولیت
  183. Revolution انقلاب
  184. Rise بالا رفتن
  185. Risks خطرات
  186. Road traffic ترافیک جاده
  187. Safety ایمنی
  188. Sanitary  Unsanitary بهداشتی غیر بهداشتی
  189. Secure ≠ insecure ایمن / غیر ایمن نا امن
  190. Separate جداگانه جدا کردن
  191. Shortage کمبود
  192. Smallest کوچکترین
  193. Social / society اجتماعی / جامعه
  194. Solution / Solve حل کردن / راه حل
  195. Some cases در برخی موارد
  196. soul  جان روح و روان
  197. Space management مدیریت فضا
  198. Take steps برداشتن قدم های
  199. Task کار
  200. Thereby بدان وسیله
  201. Therefore از این رو
  202. Third world جهان سوم
  203. Thousand هزار
  204. Time management مدیریت زمان
  205. Toward(s) به سوی (بازدید کنندگان)
  206. Trade تجارت
  207. Traditional مرسوم - سنتی
  208. Transport = transportation حمل و نقل =  حمل و نقل
  209. Trend گرایش
  210. Truth حقیقت
  211. Turning point عطف
  212. Uncertainty تردید
  213. Usual à usually معمول معمولا
  214. Utility / Utilize ابزار / استفاده از
  215. Variety / Various تنوع / مختلف
  216. Village life زندگی روستایی
  217. Walls دیوار
  218. Warehouse مخزن
  219. Warming Warning گرمایش هشدار
  220. Water supply تامین آب
  221. Welfare رفاه
  222. Who / whose چه کسی / مال چه کسی
  223. Wide وسیع
  224. Work کار
  225. Worse à worsen بدتر بدتر

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 22:0 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

توجه: واژه های فوق العاده ضروری برای آمادگی آزمون پایانی - زبان تخصصی 3 و 4 - بهار 1392
  1. Affect اثر
  2. Agency نمایندگی
  3. Allow اجازه دادن
  4. Along – همراه  در طول
  5. Among / between در میان / بین
  6. Ancient کهن
  7. Annual growth رشد سالانه
  8. Appear به نظر می رسد
  9. Approaches رویکردهای
  10. B.C. / A.D. قبل از میلاد / بعد از میلاد مسیح
  11. Based on بر اساس
  12. Begin – Began – begun شروع – شروع شده است
  13. Beginning شروع – آغاز و ابتدا
  14. Believe باور
  15. Below در زیر
  16. Benefits مزایا – استفاده ها
  17. Built ساخته
  18. Busy مشغول
  19. By law طبق قانون
  20. By-product محصول فرعی
  21. Carry out انجام دادن
  22. Cheap ارزان
  23. Choice انتخاب
  24. Choose انتخاب کردن
  25. Comfortable راحت
  26. Commercial تجاری
  27. Commission کمیسیون
  28. Communities جوامع
  29. Community انجمن
  30. Connection ارتباط
  31. Consist شامل
  32. Contain شامل
  33. Contribution سهم
  34. Correct صحیح (کردن)
  35. Create ساختن
  36. Deal with مقابله با – سر و کار داشتن با
  37. Decrease کاهش
  38. Define / definition تعریف کردن / تعریف
  39. Dense / Density انبوه / تراکم
  40. Design / designer طراحی / طراح
  41. Develop / development توسعه دادن / توسعه
  42. Developing countries کشورهای در حال توسعه
  43. Difficulty مشکل
  44. Distribute / distribution پخش کردن / توزیع
  45. Districts مناطق
  46. Diverse متنوع - پراکنده
  47. During در طی
  48. Earlier در اوایل - زودتر
  49. Early- … mid- … late- اوایل ... اواسط ... اواخر
  50. Economic Boom رونق اقتصادی
  51. Economic Condition شرایط اقتصادی
  52. Economic embargo تحریم اقتصادی
  53. Economic growth رشد اقتصادی
  54. Economic Policy سیاست های اقتصادی
  55. Economic sanction جیره بندی اقتصادی
  56. Economic theory نظریه های اقتصادی
  57. Efficient à inefficient کارآمد  ناکارآمد
  58. Equitable à inequitable عادلانه  نابرابر
  59. Especially به خصوص
  60. Establish ایجاد
  61. Estimate تخمین
  62. European اروپایی
  63. Executive اجرایی
  64. Expensive گران
  65. Facilities امکانات
  66. Factory کارخانه
  67. Fail / failure عدم موفقیت / شکست
  68. Famous معروف
  69. Farm / field مزرعه / زمین
  70. Feature خصیصه - ویژگی
  71. Figure شکل
  72. Finance / financial مالی / مالی
  73. Finance specialist متخصص مالی
  74. Future بعد - آینده
  75. Government حکومت - دولت
  76. Gradual improvement بهبود تدریجی
  77. Gradual reduction کاهش تدریجی
  78. Grand scale مقیاس بزرگ
  79. Growth National Product رشد ملی محصولات
  80. Growth rate نرخ رشد
  81. Growth رشد
  82. Healthy à unhealthy سالم  ناسالم
  83. Heavy burden بار سنگین
  84. Heavy traffic ترافیک سنگین
  85. Hence از این رو
  86. High / height بلند - بالا / ارتفاع
  87. High point نقطه اوج
  88. Highlight  قسمت برجسته یا روشن
  89. Hire اجاره یا اجیر کردن - استخدام
  90. History / historic تاریخی  تاریخ - تاریخچه/
  91. However گرچه - اما
  92. Huge گنده - کلان
  93. Hundred صد
  94. Important مهم
  95. Impressive موثر
  96. Improve بهبود بخشیدن
  97. In fact در واقع
  98. In front of در مقابل
  99. In general به طور کلی
  100. In short به طور خلاصه
  101. Include شامل بودن
  102. Increase افزایش
  103. Industrial development توسعه صنعتی
  104. Industrial Revolution انقلاب صنعتی
  105. Industrial صنعتی
  106. Introduction معرفی - مقدمه
  107. Involve in دخالت در
  108. Land زمین - خشکی
  109. Large number تعداد زیادی
  110. Largely تا حد زیادی
  111. Last à lasted آخرین  به طول انجامید
  112. Leading (adj) پیشرو (سازگار)
  113. Leave / left ترک / سمت چپ
  114. Life زندگی
  115. Limitation محدودیت
  116. Little / Less کوچک / کمتر
  117. Local government حکومت محلی
  118. Locate / Location تعیین محل / محل سکونت
  119. Main اصلی
  120. Maintenance نگهداری
  121. Major ≠ minor عمده ▲ جزئی
  122. Manage اداره کردن
  123. Manifestation ظهور
  124. Manufacture تولید
  125. Manufacturer سازنده
  126. Mark علامت گذاری – نشان (تجاری)
  127. Market = marketplace بازار = بازارچه
  128. Medieval قرون وسطی
  129. Meetings جلسات
  130. Middle Ages ادوار تاریک – قرون وسطی
  131. Migration کوچ - مهاجرت
  132. Modest فروتن – نجیب – میانه رو
  133. Moreover علاوه بر این
  134. Nature / Natural طبیعت / طبیعی
  135. Nearby نزدیک
  136. Noisy پر سر و صدا
  137. Offer ارائه
  138. Open space فضای باز
  139. Operation عمل
  140. Opportunity فرصت
  141. Opposition مخالفت
  142. Orderly منظم –  مرتب
  143. Organization سازمان
  144. Otherwise در غیر اینصورت - وگرنه
  145. Overcome غلبه بر
  146. Owner à ownership  مالکیت مالک  
  147. Part بخش - نقش
  148. Particular خاص
  149. People مردم
  150. Perhaps شاید
  151. Period دوره
  152. Play role نقش
  153. Playground زمین بازی
  154. Pleasure لذت
  155. Pollution / pollutant آلودگی / آلوده
  156. Population جمعیت
  157. Positive مثبت
  158. Post-war دوران بعد از جنگ - پس از جنگ
  159. Private خصوصی
  160. Probably شاید
  161. Problem مشکل
  162. Process روند
  163. Produce تره بار – تولید کردن
  164. Product محصول
  165. Productive à unproductive تولیدی  عقیم
  166. Projects پروژه
  167. Promote / promotion ارتقاء / ترفیع دادن
  168. Proper مناسب
  169. Properly ▲ Property املاک مناسب ▲
  170. Proposed  پیشنهاد شده - مطرح
  171. Protective walls دیوارهای محافظ
  172. Provide à provision  فراهم  ساختن ارائه
  173. Public عمومی - همگانی
  174. Purpose ▲ propose  پیشنهاد دادن ▲ هدف
  175. Put aside = Set aside کنار گذاشتن
  176. Quality / quantity کمی / کیفی
  177. Range محدوده
  178. Rapid à Rapidly سریع  به سرعت
  179. Rapid growth رشد سریع
  180. Rather than به جای
  181. Rely on تکیه بر چیزی کردن
  182. Responsible / responsibility مسئول / مسئولیت
  183. Revolution انقلاب
  184. Rise بالا رفتن
  185. Risks خطرات
  186. Road traffic ترافیک جاده
  187. Safety ایمنی
  188. Sanitary  Unsanitary بهداشتی  غیر بهداشتی
  189. Secure ≠ insecure ایمن / غیر ایمن –نا امن
  190. Separate جداگانه – جدا کردن
  191. Shortage کمبود
  192. Smallest کوچکترین
  193. Social / society اجتماعی / جامعه
  194. Solution / Solve حل کردن / راه حل
  195. Some cases در برخی موارد
  196. soul  جان – روح و روان
  197. Space management مدیریت فضا
  198. Take steps برداشتن قدم های
  199. Task کار
  200. Thereby بدان وسیله
  201. Therefore از این رو
  202. Third world جهان سوم
  203. Thousand هزار
  204. Time management مدیریت زمان
  205. Toward(s) به سوی (بازدید کنندگان)
  206. Trade تجارت
  207. Traditional مرسوم - سنتی
  208. Transport = transportation حمل و نقل =  حمل و نقل
  209. Trend گرایش
  210. Truth حقیقت
  211. Turning point عطف
  212. Uncertainty تردید
  213. Usual à usually معمول  معمولا
  214. Utility / Utilize ابزار / استفاده از
  215. Variety / Various تنوع / مختلف
  216. Village life زندگی روستایی
  217. Walls دیوار
  218. Warehouse مخزن
  219. Warming ▲ Warning گرمایش ▲ هشدار
  220. Water supply تامین آب
  221. Welfare رفاه
  222. Who / whose چه کسی / مال چه کسی
  223. Wide وسیع
  224. Work کار
  225. Worse à worsen بدتر  بدتر

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 21:53 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

WORD STUDY 4 FINAL EXAMواژه های فوق العاده ضروری برای زبان عمومی و انگلیسی آسان
  1. A lot (زیاد)
  2. Accept (پذیرفتن - قبول کردن)
  3. Account /Accountant / Accounting حساب / حسابدار / حسابداری
  4. Act à Active à Activity عمل فعال فعالیت
  5. Additional اضافی
  6. Adequate ≠ Inadequate کافی ≠ ناکافی
  7. Administer اداره کردن
  8. Administration حکومت - اداره
  9. Administrator مدیر – اداره کننده
  10. Adverb (قید)
  11. All day (همه روز)
  12. All of the above (همه موارد فوق)
  13. Alphabetical Order بر اساس حروف الفبا
  14. Although (گرچه)
  15. and much more و خیلی بیشتر
  16. Angry (خشمگین)
  17. Anticipate تخمین زدن
  18. Anti-Zionist (ضد سهیونیست)
  19. Approach رویکرد – گفتگو – نزدیک شدن
  20. Articles (حرف تعریف)
  21. Asset دارایی
  22. Assist کمک کردن
  23. Association انجمن
  24. At all (به هیچ وجه - ابدا)
  25. Attitude گرایش
  26. Authority قدرت
  27. Available موجود
  28. Bank Interest بهره های بانکی
  29. Bankrupt ورشکست کردن / شدن
  30. Bankruptcy ورشکستگی
  31. Because (زیرا)
  32. Begin (شروع شدن - شروع کردن)
  33. Benefit سود - فایده
  34. Best (بهترین)
  35. Bilingual دوزبانی
  36. Biography زندگینامه،
  37. Biology (بیولوژی)
  38. Birth, Growth, Maturity تولد، رشد، بلوغ
  39. Bit (ذره - جزئی - کم)
  40. Bite-bit-bitten (گاز گرفتن - نیش زدن)
  41. Booksellers کتابفروشان
  42. Brand / Mark نام تجاری / مارک
  43. Buddhists (بودایی)
  44. Buy big gardens (خرید باغهای بزرگ)
  45. Byte (بایت - واحد حافظه کامیپوتر)
  46. Capital سرمایه - پایتخت
  47. Catholics (کاتولیک)
  48. Causes Cases علل ▲ موارد
  49. Christians (مسیحی)
  50. Clothes (لباس)       
  51. Colleagues Colleges همکاران ▲ دانشکده ها
  52. Commercial تجاری
  53. Computer games (بازیهای کامپیوتری) 
  54. Conducts (رفتار)
  55. Consult مشورت (رای زنی) کردن
  56. Consumer Customer مصرف کننده ▲ مشتری
  57. Contracts قراردادها
  58. Correct (صحیح - درست)    
  59. Could    میتوانست / میتواند / میتوانم
  60. Courage (شهامت - شجاعت)           
  61. Covering (پوشش) 
  62. Credit Creditor بستانکار اعتباری
  63. Cried (گریستن - فریاد زدن)        
  64. Current Practice تمرین جاری
  65. Current Value ارزش جاری
  66. Customer Service خدمات مشتری
  67. Cutting (بریدن - قطع کردن)         
  68. Deal (رفتار کردن - معامله کردن)  
  69. Dealt With سر و کار داشتن با
  70. Dearest child (فرزند عزیز -دلبند)         
  71. Death مرگ
  72. Debt Debtor بدهکار بدهی
  73. Decide / Decider تصمیم گرفتن / تصمیم گیرنده
  74. Decision-Making تصمیم گیری
  75. Decline کاهش
  76. Delegate نماینده – مأمور کردن - اعزام
  77. Desert بیابان
  78. Deserts (کویر - صحرا - بیابان)    
  79. Design à Designer طرح (ریزی کردن) - طراح
  80. Dessert دسر – پیش غذا
  81. Detect (کشف کردن - یافتن)         
  82. Detection (کشف - افشاء) 
  83. Detective     (کارآگاه)                   
  84. Detector (کارآگاه - کشف کننده)   
  85. Determine مشخص کردن
  86. Development توسعه
  87. Devil (شیطان)        
  88. Dial (شماره گرفتن - تلفن زدن)                 
  89. Dialect گویش
  90. Different Kinds انواع مختلف
  91. Director (رئیس - هدایت کننده)
  92. Do nothing (هیچ کاری انجام ندادن)
  93. Doll (عروسک - کودک یا دختر زیبا)
  94. Double-Entry سیستم دفترداری دوبل
  95. Dream (رویا - خواب دیدن)
  96. Driving license (گواهینامه - تصدیق)
  97. Dull (کسل کننده - خسته کننده)                  
  98. Duties وظایف
  99. Easily (به آسانی)
  100. Economics علم اقتصاد،
  101. Economy (اقتصاد)
  102. Edition چاپ - ویرایش
  103. Efficiency بهره وری
  104. Ef­forts (تقلا - کو شش)
  105. Electronics الکترونیک
  106. Employ / Employer / Employee استخدام کردن/ کارفرما / کارمند
  107. Employee Relations روابط کارکنان
  108. Employment Agency اداره کاریابی
  109. Encyclopedia (دایره المعارف)
  110. Encyclopedia دایره المعارف - دانشنامه
  111. Endeavor تلاش
  112. Engineer مهندس
  113. Equipment تجهیزات
  114. Equity Equality حقوق صاحبان سهام برابری
  115. Essentially اساسا - ضرورتاً
  116. Etymology (شناخت ریشه و تاریخچه کلمات)
  117. Evaluate – Evaluation ارزیابی - ارزیابی
  118. Every Iranian (هر ایرانی)
  119. Evil (شر - بدی - پلیدی)
  120. Exaggerate گزافه گویی کردن
  121. Except (به استثنای - بجز)
  122. Excessive (افراطی - خیلی زیاد)
  123. Exercise (تمرین کردن - نرمش کردن)
  124. Exist (موجود بودن - وجود داشتن - زنده بودن)
  125. Expect (انتظار داشتن)
  126. Explain (توضیح دادن)
  127. Extraordinary (خارق العاده)
  128. Fall-fell-fallen (افتادن - سقوط کردن)
  129. Farming (کشاورزی - مزرعه داری)
  130. Felt (احساس کرد)
  131. Filed (بایگانی کرد)
  132. Filled (پر کرد / شده)
  133. Finally Finely در نهایت ▲ بطور عالی یا ظریف یا ریز
  134. Financial مالی
  135. Fingers (انگشتان) 
  136. Firewall (دیواره آتشین)
  137. First (اولین)
  138. First اولین
  139. Flow Follow جریان (داشتن)▲ دنبال کردن
  140. Fluently روان - سلیس
  141. Fly (پرواز کردن - حشره / مگس)
  142. Followings (زیرین- پایینی ها) 
  143. Fool (ابله - نادان)
  144. Forecasting پیش بینی
  145. Frost Forest یخ بندان ▲ جنگل
  146. Fruits (میوجات)
  147. Further Future Feature بیشتر▲ آینده ▲ ویژگی
  148. Gather = Collect جمع آوری جمع آوری
  149. General-Purpose همه منظوره
  150. Generation نسل
  151. Geography   (جغرافیا)
  152. Geography جغرافیا
  153. God forbids (خدا نکند)
  154. God willing (انشاالله)
  155. God’s messengers (پیامبران خدا)
  156. Golden wand (عصا یا میله طلایی)
  157. Good models (الگوهای خوب) 
  158. Good-for-nothing (به-درد-نخور / بیخاصیت)
  159. Gradually Developed به تدریج توسعه یافته
  160. Grammatical Forms فرم های دستوری
  161. Green light (چراغ سبز)
  162. Hand-in-hand (دست در دست هم)
  163. Haste (عجله)  
  164. Headdress (روسری)
  165. Heart (قلب)
  166. Here Hire Hear Higher اینجا▲ استخدام کردن▲ شنیدن ▲ بالاتر
  167. High-Price ≠ Low-Price قیمت بالا (گران) ≠ قیمت پایین (ارزان)
  168. Historical Background سابقه تاریخی
  169. History (تاریخ - تاریخچه - سابقه)
  170. How (چگونه - چطور)
  171. How else (وگرنه چرا؟)
  172. Human Resources Management مدیریت منابع انسانی
  173. Ice cream (بستنی)
  174. Iceland Island ایسلند ▲ جزیره
  175. Implement به مرحله اجرا درآوردن - انجام
  176. In full details در جزئیات کامل
  177. In this manner در این روش – به این نحو
  178. Include شامل بودن
  179. Index نمایه - شاخص
  180. Individuals افراد
  181. Industry / Industrial / Industrialize صنعت / صنعتی / صنعتی شدن
  182. In­stead of (بجای - درعوض)
  183. Interest à Interested بهره – (شخص) علاقمند
  184. Interest Rate نرخ بهره
  185. International (بین المللی)
  186. International Phonetic Alphabets (IPA) الفبای آوایی بین المللی – حروف فونتیک
  187. Interview مصاحبه (کردن)
  188. Involve شامل بودن
  189. Jewish (یهود - یهودی)  
  190. Joy (شادمانی - دلخوشی)
  191. Jungle جنگل
  192. Kinder (مهربانتر)
  193. Kindness (مهربانی - عطوفت)
  194. Land (سرزمین - ملک)        
  195. Language (زبان)
  196. Law / Low قانون / پایین - پست
  197. Lead right path (هدایت به راه راست)
  198. Least (کمترین - حد اقل)
  199. Liability بدهی – بدهکاری - مسئوليت
  200. Life Cycle دوره زندگی – چرخش حیات
  201. Magic (جادو - طلسم - معجزه)
  202. Major ≠ Minor عمده ≠ جزیی
  203. Make-Up آرایش
  204. Man and woman (مرد و زن)
  205. Manager مدیر
  206. Manpower نیروی انسانی
  207. Market / Marketer / Marketing بازار / بازاریاب / بازاریابی
  208. Massage (ماساژ)
  209. Masterwork شاهکار
  210. May not (امکان ندارد)
  211. Meanings معانی
  212. Measure اندازه (گیری کردن)
  213. Medicine پزشکی - دارو
  214. Message (پیام)
  215. Middle Ages ادوار تاریک – قرون وسطی
  216. Monolingual (تک زبانه)
  217. Monolingual Multilingual تک زبانه ▲ چند زبانه
  218. Most compas­sionate (دلسوزترین)
  219. Most merciful (مهربان ترین)
  220. Motionless (بدون حرکت)
  221. Mountain (کوه)
  222. Multilingual (چند زبانه)
  223. Muslims (مسلمانان)
  224. Must not (نباید اجباری)
  225. Mystic charms آویز جادویی - افسون
  226. Necessary / Necessity ضروری / ضرورت
  227. Negative ≠ Positive منفی ≠ مثبت
  228. Negotiate / Negotiation مذاکره (کردن) / مذاکره
  229. Nestle (لانه کردن - آشیانه کردن)
  230. Never forget you (هرگز فراموشت نمیکنم)
  231. Newspaper (روزنامه)
  232. North Star (ستاره شمال)
  233. Noted Authors نویسندگان سرشناس (برجسته)
  234. Nouns (اسمها)
  235. Now and then (گهگاهی - هر از گاهی)
  236. Office / Officer دفتر / افسر
  237. On my side (در کنارم - پهلوی من)
  238. Origin (منشاء - اصل)
  239. Owners (صاحبان)
  240. Ozone (اوزن)
  241. Packing = Packaging در جعبه گذاشتن = بسته بندی
  242. Pain (درد)
  243. Parallel موازی
  244. Pardon me (مرا ببخش)
  245. Part of speech (اجزاء سازنده جمله)
  246. Particular خاص - ویژه
  247. Passage (راهرو - عبارت - پاساژ)
  248. Penguin (پنگوئن)
  249. Period of time مدت زمان
  250. Personality (شخصیت)
  251. Personnel Management مدیریت پرسنل
  252. Phenomena (پدیده)        
  253. Philosophy à Philosophical فلسفه à فلسفی
  254. Photography (عکاسی - عکسبرداری)
  255. Plan / Planning / Planner طرح / برنامه ریزی / برنامه ریز
  256. Playing (بازی کردن - نواختن)
  257. Police officer افسر /مرد پلیسی
  258. Power قدرت – نیروی برق
  259. Predict – Prediction پیش بینی کردن- پیش بینی
  260. Preposition حرف اضافه
  261. Prepositions (حروف اضافه)
  262. Pretty (زیبا)
  263. Price à Pricing قیمت گذاری قیمت
  264. Principle اصل
  265. Produce à Productà Production à Producer تولیدکردن – محصول – تولید - تولید کننده
  266. Professional حرفه ای
  267. Profit Prophet سود ▲ پیامبر (ص)
  268. Projects (پروژه ها)
  269. Pronoun / Pronunciation ضمیر / تلفظ
  270. Pronouns (ضمایر)
  271. Pro­vide (فراهم کردن - ارائه دادن)
  272. Psychology (روانشناسی)
  273. Psychology روان شناسی
  274. Public Relations روابط عمومی
  275. Publication انتشار
  276. Published تاریخ انتشار
  277. Quotations نقل قول
  278. Raindrops (دانه های باران)
  279. Records سوابق
  280. Reference Book کتاب مرجع
  281. Relax (آرامش یافتن - آرام گرفتن)  
  282. Remember (بخاطر آوردن)
  283. Rentals (کرایه ای)
  284. Request درخواست – تقاضا کردن
  285. Responsible / Responsibility مسئول / مسئولیت
  286. Reward پاداش
  287. Right (درست - راست - حق)
  288. Right path (مسیر صحیح - راه راست)
  289. Rush (هجوم آوردن - عجله کردن)
  290. Sadly (اندوهگین - با افسردگی)
  291. Sake (خاطر)
  292. Salvation (رستگاری)
  293. Satellites (ماهواره ها)
  294. Sausage (سوسیس)
  295. Say goodbye (خدا حافظی کردن / گفتن)
  296. Science (علم)
  297. Screening غربالگری - گزینش
  298. Search à Research à Researcher جستجو کردن - تحقیق - محقق
  299. Sentimental (احساساتی)
  300. Share à Shareholders سهم سهامداران
  301. Shipping Shopping حمل و نقل ▲ خرید
  302. Shortcut (میان بر- میان بر زدن)
  303. Should (باید - بهتر است که)
  304. Shoulder (شانه - کتف)
  305. Show us (بما نشان میدهد)
  306. Sign (علامت امضاء کردن)
  307. Sing (آواز خواندن)
  308. Sky (آسمان)
  309. Slang اصطلاح عامیانه
  310. Slowly به آرامی
  311. Smile (لبخند/ لبخند زدن)
  312. So (بنا براین - اینچنین)
  313. Sociology (رفتار)
  314. Sociology جامعه شناسی
  315. Solely فقط – صرفا - انحصارا
  316. Speaker (سخنران - بلندگو)
  317. Specialist متخصص
  318. Staff کارکنان
  319. Still (هنوز - آرام و بیحرکت)
  320. Subsequently متعاقبا
  321. Sum Some مجموع ▲ برخی از
  322. Superpower (ابرقدرت)
  323. Supply and Demand عرضه و تقاضا
  324. Supply تامین (کردن)
  325. Survey بررسی
  326. Swear to god (بخدا قسم میخورم)
  327. Swim (شنا کردن)
  328. Synonyms and Antonyms مترادفها و متضادها
  329. Take away (گرفتن و بردن - دستگیر کردن)
  330. Taller than (بلند تر از)
  331. Tallest (بلند ترین)
  332. Tastes States سلیقه ▲ ایالات
  333. Taught me (بمن آموخت)
  334. Their (مال آنها)
  335. Their own (مال خودشان)
  336. There are (وجود دارند)
  337. There is (وجود دارد)
  338. There were (وجود داشتند)
  339. Thesaurus گنجینه لغات
  340. Thorough Through کامل از طریق
  341. Throughout سراسر- سرتاسر
  342. Tongue زبان
  343. Total کل
  344. Traced Back بازمیگردد به عقب
  345. Trees (درختان)
  346. Two-Way Communication ارتباط دو طرفه
  347. Ugly (زشت)
  348. University (دانشگاه)
  349. Usually (معمولا)
  350. Valuable با ارزش
  351. Variation تنوع
  352. Vegetables (سبزیجات)
  353. Vehicle purchase خرید خودرو
  354. Veil (چادر - روسری)
  355. Violins (ساز - ویلون)
  356. Volcano (کوه آتشفشان)
  357. Vulgar مبتذل – بی فرهنگ
  358. Walk (قدم زدن)
  359. Want Went خواستن ▲ رفت
  360. Was first used (رفتار)
  361. Waste (اتلاف - تباه کردن)
  362. Way to (راه رسیدن به )
  363. We are not perfect (ما کامل نیستیم)
  364. We must repent (بایستی توبه کنیم)
  365. Wealth ثروت
  366. Weather Whether آب و هوا ▲چه – که آیا
  367. Whale (نهنگ - بالن )
  368. Wheel (چرخ)
  369. Whereas در حالیکه – در صورتیکه
  370. Which (کدام)
  371. While (مادامیکه - هنگامیکه)
  372. Whole body (کل بدن - تمام بدن)
  373. Wide گسترده
  374. Widespread پخش شده - گسترده
  375. Will not(نخواهد کرد )
  376. Without (بدون)
  377. Wonderful (شگفت انگیز)
  378. Wonderland (سرزمین جادویی- مکان شگفتیها)
  379. Woods جنگل – بیشه – درخت زار
  380. Worm کرم Warm گرم Worn  کهنه
  381. Would (می -- این کلمه فعال کمکی است)
  382. Yet (اما - هنوز - بازهم )
  383.  

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 21:42 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]

چند عبارت،اصطلاح ضرب المثل و گفتار حکیمانه متداول و جدید (بهار 92):

اصطلاحاتی که در زیر این توضیحات آمده اند برای یادگیری در ترم بهار ۱۳۹۲ میباشند.از بهم ریختگی فورمت پوزش میخواهیم. 

در اینجا تعریف اصطلاح، عامیانه ها، ضرب المثل، عبارات تکراری و قدیمی (کلیشه ای)، غلو (اغراق گویی) و گفتارهای حکیمانه، با مثالهایی برای هر یک آورده میشود. سپس نمونه هایی از این عبارات و اصطلاحات و ضرب المثلها و دیگر صنایع ادبی ذکر و تشریح میگردد.ترجمه تحت الفظی (کلمه به کلمه) و ترجمه هر یک از اصطلاحات و ضرب المثلهای جدا گانه رسیدگی خواهد شد. فرهنگ و زبان

EXPRESSION: A group of words that have a particular meaning when used together. For example: ‘By the way,’ ‘’”I’d be glad to”

COLLOQUIAL: a colloquial expression is an informal expression used in everyday spoken language. the old-fashioned expression ‘in the family way’ means “pregnant”.

IDIOM: It is a group of words that has a special meaning that you cannot guess from the meanings of each separate word‧ For example, ‘Under the weather’ is an idiom which means “sick”.

CLICHÉ: Cliché is a phrase that is boring and no longer original because people use it a lot. “never mind” or “time is a gold” have become a real cliché

SAYING/PROVERB:A saying or a proverb is a well-known phrase that gives advice about life. ‘A problem shared is a problem halved’. or ‘time is a great healer.’

Remember that in many expressions, idioms and proverbs some literary techniques -- ‘figures of speech’ -- are used. A ‘figure of speech’ give the reader or hearer a picture in your mind.

Some ‘FIGURES OF SPEECH’ are: “metaphor a comparison that shows how two things that are not alike in most ways are similar. E.g., You are my red rose. He is a jewel in our family.Simile” is when two unlike things are compared, using the word like or as.“Her eyes are like shining star. He swims as a fish in the water.Irony” – a situation that something strange, usually opposite to what is expected happens. E.g., the police officer was a victim of attack himself. The patient died by the same medicine that was supposed to save him.Hyperbole” is the using of unrealistic and exaggerative words. E.g., I told you thousands time not to do that! I am so hungry I can eat a horse.

* * *

 

A cat has nine lives گربه نه (9) تا جون داره! = سگ جونه! بادمجان بم آفت نداره .

A dog's life یک زندگی سگی داشتن = کنایه از زندگی سخت همراه با ذلت  

A leopard cannot change his spots خالهای پوست پلنگ عوض شدنی نیست = عاقبت گرگ زاده گرگ شود . Every horse thinks its own pack is the heaviest هر اسبی گمان میکند بارش از همه سنگینتر است .                       هر انسانی خیال میکنند مشکلات و بدبختیهایش از همه بیشتر است.

A wolf in sheep's clothing گرگ در لباس گوسفند / میش

Book worm   کرم کتاب = کنایه از کسی است که همیشه سرش تو کتابه  .

Chicken out(عامیانه) منظور: ترسیدن و جازدن  

Cook someone's goose (عامیانه) غاز کسی را پختن =منظور پدر کسی را در آوردن – بلا سر کسی آوردن

Costs an arm and a leg  به قیمت دست و پا تمام شدن! = منظور چیزیست که با هزینه بسیار زیاد عاید شود .

Don’t change horses in mid-stream در وسط راه اسب عوض نکنید! = در وسط راه تغییر مسیر ندهید !

Don’t throw pearls to the pigs. گلابی را جلوی خوک نینداز! =چیز خوب را به آنکه لیاقت ندارد ندهید.

Donkey work خرکاری = کار سخت و طاقت فرسا

Every ass likes to hear himself brayهر الاغی صدای عرعرش خودش را دوست دارد! = هیچ بقالی نمیگوید ماست من ترش است.

Fishing for a compliment ماهی گیری برای تحسین = (منظور)منتظر تحسین بودن

Frog in somebody’s throat گیر کردن قورباغه در گلو! = (منظور) صدایی است که گرفته و خش باشد !

Have a tiger by the tail دُم یک ببر را گرفتن = منظور توانایی کنترل یک کار سخت و خطرناک را داشتن

Hit the nail on the head به سر میخ کوبیدن = درست به هدف زدن- اقدامی دقیق و موثر انجام دادن

If you run after two hares, you will catch neither اگر دو خرگوش را دنبال کنی هیچکدام را نمیگیری. = با یک دست دو هندوانه نمیشه بلند کرد!

Kill the goose that lays the golden eggs کشتن غاز تخم طلا = لگد به بخت خود زدن / سگ طمعکار بودن

Let sleeping dogs lieبگذارید سک خوابیده خوابیده بماند .= (منظور) دعواهای قدیمی را تازه نکنید .

Let the cat out of the bag گربه را از داخل کیسه  رها کردن = (منظور) بطور تصادفی رازی را بر ملا کردن  

Like a chicken with its head cut off      مانند یک مرغ سر کنده!  = مضطرب مثل یک مرغ سربریده!

Like a fish out of water مانند یک ماهی بیرون افتاده از آب =داشتن احوال بسیار نا بسامان و بحرانی

Like cat and dog مثل سگ و گربه (به جون هم افتادن).

Lone wolf گرگ تنها = کنایه از آدمی که تنها بودن را ترجیح میدهد .

Not enough room to swing a cat جای کافی برای چرخانیدن گربه نیست! (منظور) فضای کم/جای خیلی تنگ .

Play cat and mouse موش و گربه بازی کردن – کسی را بازی دادن

Poor as a church mouse فقیر ماننده موش داخل یک کلیسا =فقیر مثل گدای درب مسجد .

Raining cats and dogs از آسمان گربه و سک میبارد! = (منظور) باران شدید میبارد! .

Shed crocodile tears گریه دروغ  = اشک تمساح ریختن.   

She is the light of my life  او چراغ خانه من است./ او نور چشمان من است.

Take / grab the bull by the horns شاخ گاو را گرفتن / شکستن = با شهامت به استقبال خطر رفتن

That dog won’t hunt آن سگ نمیتواند شکارکند! = این امامزاده مراد نمیده ! !

The early bird catches the worm پرنده سحرخیز کرم را شکار میکند.= سحر خیز باش تا کامروا باشی.

The tail wagging the dog دم سگ، سگ را تکان میده = (منظور) کار دنیا برعکس شده .

Throw a monkey wrench into the worksکارشکنی کردن / چوب لای چرخ گذاشتن

Throw someone to the wolves (کسی را) جلوی گرگها انداختن= شخصی را ترک کردن و تنها گذاشتن.

To be a copycat گربه مقلد! =(مو به مو) تقلید یا تکرار کردن

To be fishy مشکوک بودن / مشکوک بنظر رسیدن

To put the cart before the horse عرابه رادر قسمت جلوی اسب بستن=منظور: کار دنیا بر عکس شده

To take under one's wing  زیر پر و بال گرفتن= از کسی حمایت، حفاظت و مراقبت کردن

When pigs fly هنگامیکه خوکها پرواز کنند!= (منظور) هیچوقت! هرگز! وقت گل نی !

With the tail between the legs دم را لای پا گذاشتن و رفتن = (با ترس و خجالت صحنه را ترک کردن)

Would not hurt a fly آزارش به یک مورچه هم نرسیده!

 

 

[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 1:52 ] [ H.K.SHARIATPANAHI ]

[ ]